تبلیغات
خانواده درمانی تخصصی

خانواده درمانی تخصصی

باور كنید ضرر دارد

باور كنید ضرر دارد

اگر یادتان باشد گفتیم قهر یك واكنش تنبیهی برای نشان دادن نارضایتی خود به دیگران است، اما آیا واقعا این واكنش تنبیهی در ارتباط با بزرگسالان مفید واقع می‌شود؟ حقیقت این است كه قهر هم برای كسی كه آن را شروع می‌كند و هم كسی كه ادامه‌اش می‌دهد رنج‌آور است، اما كسی كه قهر را ادامه می‌دهد و بر آن اصرار می‌ورزد معمولا فشار روانی دوچندانی را نسبت به كسی كه مغضوب واقع شده، تحمل می‌كند.

او هر روز و هر ساعت در مجاورت فامیل یا دوستی كه با او قهر كرده است احساس خشم و تنفرش را مرور می‌كند، خاطرات بدش را یادآوری می‌كند و حال و هوایش بدتر می‌شود. نیروی دافعه او نسبت به كسی كه مورد قطع رابطه واقع شده، به خودش بیشتر ضرر می‌زند و به كینه‌ای دیرین بدل می‌شود و حتما شما هم باور دارید كه كینه شبیه یك كیسه پر از سنگ است و كسی كه آن را روی دوشش داشته باشد، نمی‌تواند از قله سعادت بالا برود.

از سوی دیگر باید به این نكته هم توجه داشت كه قهرهای فامیلی وقتی زیاد تكرار شود چه برای نسبت‌های نزدیك مثل همسران و چه برای نسبت‌های دورتر به مرور زمان یا به قطع كلی رابطه می‌انجامد یا لوث می‌شود و آن كه قهر را شروع می‌كرده در نظر دیگران به عنوان فردی زودرنج كه قهركردن جزئی از رفتارهای همیشگی‌اش است، شناخته می‌شود و دیگر كسی برای آشتی‌كردن با او پا پیش نمی‌گذارد.


ادامه مطلب


ما فامیل‌ها چرا با هم قهریم

ما فامیل‌ها چرا با هم قهریم
همه قهر می‌كنند، چه بستگان دور مثل دو تا عموزاده و عروس‌های فامیل‌های مختلف با هم یا خیلی نزدیك مثل خواهرها و برادرها! این كه چرا قهر ادامه می‌یابد چند علت دارد كه ما قصد داریم درباره‌شان برایتان توضیح بدهیم.

علت اول)‌
ریش سپیدها را نادیده می‌گیریم: در گذشته‌های دور اگر میان دو نفر از بستگان شكر آب می‌شد، بالاخره یكی از اعضای فامیل ماجرا را به گوش ریش‌سپیدهای خانواده می‌رساند و آنها بلافاصله وارد عمل می‌شدند و دو طرف را با هم آشتی می‌دادند چرا كه به حفظ استحكام خانواده معتقد بودند و به همین علت اجازه نمی‌دادند قهر میان بستگان، كهنه شود و به كینه و جدایی برسد.حالا اما حرف ریش سپیدهای فامیل دیگر اعتبار چندانی ندارد تا جایی كه حتی با وجود پافشاری بزرگ‌ترها برای آشتی، گاهی جوان‌ها ترجیح می‌دهند همچنان در قهر باقی بمانند.


علت دوم)‌
ما توانایی بیان مشكلات و دلخوری‌هایمان را به شیوه رو در رو نداریم. برای مثال دو دختر عمو را می‌شناسم كه در مهمانی سر این مساله كه چه كسی باید اول از در خانه بگذرد از هم دلخور شدند و تا پنج سال یك كلمه حرف هم با هم نزدند!


ادامه مطلب


شرم حضور

ریشه خجالتی‌بودن جوانان به محیط خانواده برمی‌گردد؟

شرم حضور

افرادی كه به درد خجالت گرفتارند، بخوبی می‌دانند كه هیچ‌چیز ناراحت‌كننده‌تر از آن نیست كه فردی دچار خجالت شود.

معمولا افراد كمرو و خجالتی در روابط اجتماعی و ارتباط برقرار‌كردن با دوستان و اقوام بویژه افراد غریبه، دچار اضطراب می‌شوند و همین اضطراب روی شكل ظاهری آنها تاثیر می‌گذارد. به عنوان مثال، به هنگام صحبت‌كردن چهره آنها سرخ می‌شود، عرق می‌كنند، ضربان قلبشان تند می‌زند، به نظر دستپاچه و نگران هستند، حس خوبی نسبت به اطرافیان ندارند و همیشه نگرانند كه دیگران راجع به آنها چگونه فكر می‌كنند، بنابراین از ارتباط بر​قرار‌كردن با اقوام، دوستان و... كناره‌گیری می‌كنند. بیشتر افراد خجالتی به علت این همه اضطراب و نگرانی كه دارند، توانایی‌های خودشان را دست‌كم می‌گیرند و این امر باعث می‌شود تا بیشتر فرصت‌های كاری و موقعیت‌های خوب اجتماعی را از دست بدهند. به هر حال این حس در روابط شخصی و خانوادگی، در محیط كار و نیز در تمام ابعاد مختلف زندگی حتی وقتی كه به كمك دوستان ، همكاران و... احتیاج دارند، تولید مشكل می‌كند.


ادامه مطلب


نوه‌ها وسیله انتقام نیستند

نوه‌ها وسیله انتقام نیستند

به بچه یاد داده است به من بگوید ننجون. آخر مگر خودت به مادربزرگت ننه‌جون می‌گفتی كه من در 50 سالگی ننه‌جون بچه تو باشم! به مامان خودش می‌گوید مامان زری، آن‌وقت به من می‌گوید: ننجون.

وقتی سمیرا‌خانم یاد این كلمه می‌افتد انگار دلش آتش می‌گیرد. آهی می‌كشد و می‌گوید: عروسم دارد سر من تلافی در می‌آورد و كاری كرده كه بچه‌هایش از من بیزار شوند.

همه‌اش پشت سر من بد گویی می‌كند و همان اول هم هر وقت می‌خواست بچه‌ها را بترساند می‌گفت: «می‌دهم ننجون بزندت‌ها!» چنان بچه‌ها را از من ترسانده بود كه فكر می‌كردند لولو خرخره هستم.

هر وقت هم به پسرم شكایت می‌كردم كه زنت دارد بچه‌ها را از من فراری می‌دهد، می‌گفت: تو زیادی حساسی!

من از اول با ازدواجشان مخالف بودم و به خاطر مصلحت پسرم برای ازدواجش كمی سختگیری كردم. او هم حالا دارد تلافی در می‌آورد.

هیچ‌وقت نمی‌گذارد بچه‌ها پیش من تنها باشند. با خودش می‌آیند و با خودش می‌روند.


ادامه مطلب


بی‌شک و تردید زندگی کنید

بی‌شک و تردید زندگی کنید

اگر شکاکیت همسرتان یک مشکل جدی روانی نباشد شما می‌توانید با کمی احساس همدلی و سازگاری با خواسته‌هایش، اعتمادسازی کنید. اگر درست رفتار کنید او به مرور تغییر خواهد کرد و یاد می‌گیرد بدون نگرانی به شما اعتماد کند.لجبازی نکنید. اگر می‌دانید پای تلفن بی‌صبر می‌شود تا آنجا که می‌توانید سریع پاسخگویش باشید.

تقریبا هر روز در تلویزیون و روزنامه‌ها درباره آسیب‌های شکاکیت به ازدواج صحبت می‌شود. گاهی این بیماری می‌تواند آنقدر شدید شود که همسری از توهم رابطه نامشروع شریک زندگیش به او آسیب‌های جدی بزند.مهم نیست که شما چقدر زمان و هزینه کرده‌اید تا همسر شکاکتان را از این سوءظن بیرون بیاورید روابطی که دچار چنین تنشی هستند نیاز به راه‌حل‌های اساسی‌تر دارند


ادامه مطلب


آغاز توقع، پایان عشق

آغاز توقع، پایان عشق

غصه‌ها وقتی بر سرت آوار می‌شوند، غم‌ها وقتی چون خوره به جانت می‌افتند و موریانه‌های تنهایی وقتی روانت را می‌جوند كه با ترازوی عقل می‌افتی به جان دوست‌داشتن​هایت، به جان عشقت.

آن وقت ناخودآگاه حساب و كتاب می‌كنی، اندازه‌ می‌گیری، من چه كردم او چه كرد می‌گویی و این مقایسه خدا نكند برسد به آنجا كه تو زیادتر دوست‌داشته‌ای.

كه تو زیادتر گذشت كرده‌ای، كه تو زیادتر بخشیده‌ای، كه تو زیادتر حتی به اندازه یك سر سوزن، به قدر یك تار مو، در حد یك ثانیه، به اندازه یك قدم بیشتر به پایش دویده‌ای.

درست در همین نقطه است كه فراموش می‌كنی عشق از خود گذشتن است نه از دیگران گذشتن.

فراموش می‌كنی كه عشق دیگران را برای خودشان خواستن است نه برای خود خواستن.


ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :طلاق ،زوج درمانی ،
  • خانواده جای یكه‌تازی نیست

    بررسی علل ضعف فرهنگ كار جمعی در خانواده ها

    خانواده جای یكه‌تازی نیست

    روحیه كار جمعی در میان ما ایرانی‌ها ضعیف است، خیلی هم نیاز نداریم كه به دنبال شواهدش باشیم. هر جا كه زندگی، كار یا تحصیل كنیم بخوبی به این موضوع پی می‌بریم؛ این‌كه ما اهل تكروی هستیم. به جمع و منافع جمعی هم چندان توجهی نداریم. انگار همه كارهای‌مان به همین فوتبال نیم‌بندمان می‌ماند؛ پر است از تكروی و خالی از چند تا پاس درست و درمان كه كاری را سر و سامان دهد.در خانه هم این‌گونه هستیم. خانه كه محور اشتراك چند نفر است، برای ما محلی می‌شود برای خودرایی، برای یكه‌تازی، برای رفتن به اتاق خودمان و نشستن پای رایانه شخصی‌مان و هر آنچه فقط به خودمان مربوط است.اگر مشكل مالی داریم فقط به بابا مربوط است، خودش باید فكری برایش بكند. اگر كارهای خانه از برنامه عقب مانده فقط مامان مسئول است. اگر برادر كوچك امتحان دارد خوب به من چه مربوط است و اگر خواهر بزرگم پروژه دانشگاهش را باید برساند، من چرا باید ساكت باشم.


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :طلاق ،زوج درمانی ،گروه درمانی ،نظریه ساخت نگر ،
  • تا توانی دلی به دست‌آور

    تا توانی دلی به دست‌آور

    اگر به ​ شعر « تا توانی دلی به دست​آور​» اعتقاد داشته باشید، متوجه می‌شوید كه بعد از هر دعوا و شكستن دل همسرتان كار سنگینی برعهده دارید تا دل او را دوبـــاره به دست آورید، بنابراین سعی كنید از دعوا اجتناب كنید یا جلوی حاد شدن آن را بگیرید.

    این مساله كه شما بپذیرید، بحث و دعوا نیز بخشی از روابط شما با همسرتان را تشكیل می‌دهد، بسیار مهم است.

    نخستین گام به سوی این هدف، آن است كه بفهمید واقعا سر چه چیزی در حال بحث كردن با یكدیگر هستید و دیدگاه متضادتان را تعادل ببخشید.

    اگر رفتار خودتان را تغییر دهید، در اكثر اوقات واكنش رفتاری او نیز متفاوت خواهد بود.

    مطمئن شوید كه به دعوا فقط برای این كه غرور خود را نشكنید، ادامه نمی‌دهید.


    ادامه مطلب


    این كار من است یا كار تو؟!

     

    این كار من است یا كار تو؟!

    مادرخسته و كوفته از سر كار آمده است و در دست خود یك بسته سبزی‌خوردن و یك بسته سبزی قورمه دارد.

    او می‌گوید: دلم می‌خواهد با بهترین و تازه‌ترین مواد برای خانواده غذا تهیه می‌كنم، اما این كارها زمان می‌برد. آدم خسته است و نیاز به كمـــك دارد ولی هیچ كدام از افراد خانواده به من كمك نمی‌كنند؛ حتی در حد یك همراهی چنددقیقه‌ای.

    سعیده می‌آید و كلی حرف برایم دارد: «مامان می‌خواهم نماز بخوانم بعد درس‌هایم را بخوانم. اگر وقتی باقی بماند كمی هم می‌خواهم بازی فكری انجام دهم.» وقتی به اتاقش می‌روم و به صفحه كامپیوترش نگاه می‌كنم یك بازی در حال انجام است.

    وقتی به حسین می‌گویم: مادرجان بیا كمی به من كمك كن تا سبزی خوردن سر سفره داشته باشیم، می‌گوید: مامان درس دارم. بعدش هم باید بروم چند تا نرم‌افزار بخرم، چون باید پروژه‌ام را ارائه بدهم. این پروژه مدت‌هاست كه بهانه مناسب و دهان‌پركنی برای طفره رفتن‌های حسین است.


    ادامه مطلب


    مرد یعنی بابای من

    پدران بهترین الگوی دختران در شناخت جنس مخالفشان هستند

    مرد یعنی بابای من

     

    «وقتی موهایم را مرتب بافت می‌زنم و پشتم می‌بندم و هنگام آمدن بابا دم در به استقبالش می‌روم و می‌گویم: باباجون امروز من از شما پذیرایی می‌كنم، بابا گل از گلش می‌شكفد و می‌گوید: این یعنی كه دختر كوچولوی من بزرگ شده. خوش به حال آن مرد خوشبختی كه تو همسرش خواهی شد.

    من ته دلم از این‌كه بابا مرا زن ایده‌آلی می‌داند به خودم می‌بالم ولی در عین حال خجالت می‌كشم و به بابا می‌گویم: بابایی! تورو خدا از این حرفها نزن.من می‌خوام دختر كوچولوی خودت باشم.

    وقتی چیزی می‌پزم و بابا تشویقم می‌كند آنقدر خوشحال می‌شوم كه انگار دنیا را به من داده‌اند. تشویق بابا انگار مهر استاندارد كدبانوگری من است و من هر روز به یك خانم تمام و كمال نزدیك‌تر می‌شوم، اما همه‌اش تشویق نیست. بابا گاهی هم از راز و رمزهای زندگی در جامعه می‌گوید. او می‌خواهد مرا برای ورود به فضای دانشگاهی كه در آن كلاس‌های مختلط را تجربه می‌كنم، آماده كند. او در مورد راز و رمز رفتار پسر‌ها می‌گوید و این‌كه در مقابل دختر‌ها چه سیاستی پیشه می‌كنند و رفتارهایشان چه معنی دارد و چگونه باید در عین حال كه رفتاری طبیعی داشته باشم از خودم نیز مراقبت كنم.»


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :زوج درمانی ،گروه درمانی ،
  • همه مامان، باباها با هم بحث می‌كنند

    همه مامان، باباها با هم بحث می‌كنند
     
    «این بحث را تمام كن»، «تو اشتباه می‌كنی»، «حق نداری درباره چیزی كه نمی‌دونی، حرف بزنی»، «ساكت باش» و.... وقتی اعضای خانواده‌ كنار هم زندگی می‌كنند، شنیدن این عبارت‌ها خیلی هم عجیب و بعید نیست؛ فقط باید بدانیم در هر شرایطی، چطور باید برخورد كرد تا كسی ناراحت نشود.

    البته، بچه‌های خانواده معمولا بیشتر از بقیه اذیت می‌شوند؛ آنها نمی‌دانند در مقابل دعواهای پدر و مادر باید چه كار كنند و ممكن است ناراحت، عصبانی و حتی خجالت‌زده شوند. اما با وجود احساسات مختلف، همه آنها فقط یك چیز می‌خواهند و آن تمام شدن بحث و مشاجره است.

    وقتی مامان و بابا قهر می‌كنند...

    قطعا زمانی كه پدر و مادر با هم دعوا می‌كنند، بدترین و سخت‌ترین لحظات برای كودك است. یادتان باشد همه افراد و حتی كسانی كه عاشق یكدیگر هستند نیز با هم بحث می‌كنند و اختلاف نظر دارند. به همین دلیل بچه‌ها متناسب با سن‌شان باید قبول كنند كه دعوای پدر و مادر به معنی جدایی از یكدیگر و طلاق گرفتن نیست. برای همین خوب است گاهی به كودك یادآوری كنید كه او هم با خواهر یا برادرهایش دعوا می‌كند و خیلی زود از یادش می‌رود؛ پس دعوا و مشاجرات پدر و مادر هم جدی نیست و به زودی همه چیز حل می‌شود.


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :طلاق ،زوج درمانی ،
  • تعادل در عشق، تداوم در ازدواج

    تعادل در عشق، تداوم در ازدواج

    «اگر بگویم این روزها به دنبال یك سوراخ موش می‌گردم كه از دست همسرم در آن قایم شوم باور نمی‌كنید. همسرم با عشق آتشین خود تقریبا مرا جزغاله كرده است. وقتی در اداره هستم ساعتی نیست كه موبایل از تماس او در آسایش باشد و مضمون همه تماس‌هایش هم یك چیز است: كجایی عزیزم. دلم برایت خیلی تنگ شده! هرچی صبر كردم تا تو زنگ بزنی با من تماس نگرفتی گفتم خودم زنگ بزنم و حالت را بپرسم.

    اگر غفلتا كنترل از راه دورم را در خانه جا بگذارم (همان موبایل) ایشان بلند می‌شوند و می‌آید اداره ببینند من زنده و سالم رسیده‌ام یا نه و اشغال نگه داشتن یا از شبكه خارج كردن تلفن اداره هم فایده‌ای ندارد. وقتی هم به خانه می‌رسم همسر گرانمایه چونان طوق لعنت به گردن من آویزان است و هر جا می‌روم باید با من بیاید و همه جا باید با هم باشیم. هر چقدر هم می‌گویم كه من نمی‌توانم این همه كنارهم بودن را تحمل كنم و دارم خفه می‌شوم نمی‌فهمد منظورم چیست. گریه می‌كند و می‌گوید: ازدواج اولم خراب شده است و فكر می‌كردم در ازدواج دوم همسرم را می‌توانم با محبت نگه دارم، اما مردها همه‌شان بی‌وفا هستند.


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :زوج درمانی ،گروه درمانی ،
  • وقتی ستون خانه‌ام شكست

    وقتی ستون خانه‌ام شكست

     می‌خوابم. تا می‌توانم می‌خوابم و تو را آنجا پیدا می‌كنم. خوش‌تیپ و تنومند هنوز چهل سالت نشده است و بهترین روزهای زندگی را می‌گذرانیم. همه چیز خوب و خواستنی است و انگار جز با هم بودن به هیچ چیز فكر نمی‌كنیم. كت و شلوار مرتبی تنت كرده‌ای انگار كه تازه داماد شده‌ای، اما لباس من كهنه و رنگ و رو پریده است.

     انگار لباس‌هایمان اصلا به هم نمی‌آید، اما مثل همیشه گویی تا ابد قرار است كنار هم باشیم. مدتی است در خواب‌هایم یك پایان تلخ ما را از هم جدا می‌كند. این‌بار بادی می‌آید و تو را می‌برد و من می‌دوم و می‌دوم و می‌دوم... به زمین می‌خورم و انگار درهم می‌شكنم. وقتی بیدار می‌شوم تو نیستی و من رخت نوی عزا را هنوز بر تن دارم؛ تنی كه در هم شكسته است انگار. تك‌تك استخوان‌هایم زیر بار نبودنت خرد شده‌ است و من تمام درد تنهایی‌ام را تنها با ناله‌ای ابراز می‌كنم كه در سكوت سنگین خانه می‌پیچد و گم می‌شود. این سوگواری من است.

    داغی كه پیر نمی‌‌شود

    مرگ شریك زندگی در هر سن و سالی كه باشد، یكی از چالش‌بر‌انگیزترین رویدادهای زندگی شماست. نحوه سوگواری فرد داغدار به میزان وابستگی او به متوفی و مدت زمانی كه با هم زندگی كرده‌اند و این كه آیا مرگ او ناگهانی بوده یا انتظارش می‌رفته است و خیلی عوامل دیگر بستگی دارد.


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :زوج درمانی ،طلاق ،
  • ذهن‌خوانی ممنوع

    ذهن‌خوانی ممنوع

     

    صدای داد و بیداد مریم خانم با اولین غر زدن همسرش به خاطر شلوغی خانه تا هفت همسایه آن‌طرف‌تر می‌رود: واااای! خسته شدم از دستت. اگر خونه كوچیكه از بی‌هنری توئه نه من ! اگر همه پول‌های پس‌انداز و طلاهای من رو نفروخته بودی و به جای اون طلا یا دلار خریده بودی الان یك خانه می‌خریدیم دو برابر این. اما تو اندازه یك بچه هم دوراندیشی نداری!

     برو ببین مردای دیگر چطوری دارن شكم زن و بچه‌شان رو سیر می‌كنند و روز به روز هم خونه بزرگ‌تر می‌خرند. حالا تو چشم چراغ عالم رو كور كردی و مارو صاحب خونه كردی. دست و پای چهار نفر آدمو كردی توی پوست گردو بعد می‌گی چرا اینجا درهم برهمه ! برو برام یك آپارتمان 200 متری بگیرتا ببینی چه كدبانو گری برات می‌كنم.

    آقا حمید اما به غیرتش برخورده است و ـ از نمی‌دانم كی و كجا -به دلیل معامله كم سودی كه كرده عصبانی است​ ناگهان میز عسلی را پرت می‌كند طرف دیوار.بچه‌ها مثل دو تا جوجه گربه دیده كز كرده‌اند كنار اتاق، همین جور می‌لرزند و همدیگر را بغل كرده‌اند.


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :زوج درمانی ،
  • نقش رویکرد سیستمی در خانواده درمانی

    از همان ابتدا با پیدایش مفاهیم جدید روانشناسی در قرن نوزدهم و ظهور پدیده های بزرگ در تاریخ روانشناسی مانند زیگموند فروید و هم زمان با شکوفایی عصر صنعت و دستاورد های بزرگ علوم تجربی و چهره جدید جوامع مدنی که خود درد های بیشتری بر پیکره جوامع آن زمان افزود ، ما شاهد قوت گرفتن این اندیشه ریشه دار در روانشناسی بودیم که یافته ها درباره انسان های بیمار و دارای اختلال به کل جامعه انسانی تعمیم داده می شد و البته مشکل عمده تر این اندیشه تأثیرگذار ، تک سبب بینی آن بود که ریشه همه مشکلات و اختلالات را در کودکی و ناهوشیار آدمی جستجو می کرد و از اثر سایر عوامل غافل بود.جبرگرایی روانی فروید و این اندیشه وی که مشکلات آدمی در جایی خارج از انسان قرار دارند و عوامل بیرونی هستند که سرنوشت انسان را تعیین می کنند هنوز هم طرفداران پرقدرتی در دنیای روانشناسی دارد.

    ویرجینیا ستیر (۱) محقق و نظریه پرداز دیدگاه سیستمی در این باره به نکته جالبی اشاره کرده است : « ... ما روانشناسی را از این ۵ نوع آدم اخذ کردیم : جنایت شناسی را از افراد جانی ، پزشکی را از افراد بیمار ، کار اجتماعی را از بینوایان ، روانشناسی را از افراد کند ذهن و ... «


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :نظریه سیستمی میلان ،



  • نصرت نوجوان


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :