این طرف خانه را زن می‌گیرد و آن طرف را مرد. زن طعنه می‌زند، مرد فریاد می‌كشد، زن غر می‌زند، مرد فحش می‌دهد. زن اعتراض می‌كند و متلك‌ می​گوید، مرد او را تهدید می‌كند. زن فریاد می‌كشد و مرد عقب‌نشینی می‌كند و دوباره فحش می‌دهد. این برنامه‌ای است كه هر از چندی از خانه همسایه شنیده می‌شود و این وسط بچه‌ها مثل دو تا جوجه لرزان در دورترین نقطه خانه پنهان می‌شوند و به هم می‌چسبند.

زنان و مردان زیادی در دنیا ازدواج كرده‌اند و زندگیشان فراز و فرود داشته و گاهی هم كارشان به دعوا كشیده است و این موضوع در همه خانواده‌ها پیش می‌آید، اما استمرار این نوع دعوا و مرافعه در خانواده نشانه خوبی نبوده و قطعا چنین خانواده‌ای یك خانواده ایده‌آل نیست.

 

زخم‌های كهنه

مریم می‌گوید: گاهی ما در خانه دعوا می‌كنیم. من و همسرم خیلی به هم نزدیكیم، اما دلخوری‌هایی هست كه انگار هرگز رفع نشده‌اند و مثل یك دمل چركی به بهانه‌های كوچك سر باز می‌كنند.

من او را با پسر عمویم كه خواستگارم بوده مقایسه كرده‌ام و گفته‌ام اگر با او زندگی می‌كردم خیلی خوشبخت‌تر بودم، چون او سرمایه‌گذاری‌های بجایی كرد و اكنون بسیار ثروتمند شده است، اما همسرم فقط یك كارمند ساده است.

البته من به او احترام می‌گذارم و بارها بابت این حرف ناشیانه و اشتباه از او عذر خواسته‌ام، اما او هیچ وقت نتوانسته آن حرف نسنجیده را ببخشد و اصولا آدم سختگیری است و خطاهای دیگران را به سادگی نمی‌بخشد.

البته من هم از او دلخور هستم. همسرم بین خانواده من و خودش فرق می‌گذارد و همیشه سعی می‌كند كادوهایی كه برای خانواده خودش می‌گیرد، مفصل‌تر باشد و با آنها بیشتر رفت و آمد می‌كند و به هر وسیله‌ای خانواده مرا دست‌كم می‌گیرد كه من نیز از این رفتار او دلخور می‌شوم. این دلخوری‌های هرگز رفع نشده در ما هست كه باعث می‌شود مثل بشكه‌های باروت آماده انفجار باشیم.

ما همدیگر را دوست داریم و به همان نسبت از هم توقع بالایی داریم. فكر می‌كنم داشتن توقع است كه در نهایت دلخوری و دعوا پیش می‌آورد.

زمانی كه عوامل متعدد آگاهانه و ناآگاهانه، دست به دست یكدیگر داده و در روابط بین زن و شوهر جراحت‌ها و آلام روحی را عمیق‌تر و دردناك‌تر می‌كنند، باید هر چه زودتر این جراحت‌های روانی را التیام بخشید و تنش‌هایی را كه در زندگی آسیب وارد می‌كنند، زدود؛ در غیر این صورت مشاجره برنامه ثابت خانواده می‌شود.

 

 مبارزه با مشاجره

مشاجره در خانواده به هر دلیل كه باشد، انرژی و طاقت با هم بودن را كاهش می‌دهد و دست آخر جز بیزاری و جسم و روحی فرسوده از زن و شوهر چیزی باقی نمی‌گذارد. مشاوران توصیه می‌كنند برای این كه به این مرحله نرسید، هر از چندی نگاهی به رفتار و گفتار خود بیندازید و فارغ از این كه همسرتان چگونه رفتار می‌كند، یك بار دیگر خود را ارزیابی كنید. مشكلات هر چه عمیق‌تر باشند زمان بیشتری باید برای حل آنها وقت صرف كنید پس با آرامش با مسائل برخورد كنید و اگر كاری كرده‌اید یا چیزی گفته‌اید كه موجب كدورت شده است سعی كنید به صورت عملی خلاف آن را نشان دهید تا همسرتان مطمئن شود دیگر طرز فكرتان در مورد آن موضوع عوض شده است.

اگر ناراحتی‌های شما بر اثر یك بحران است صبور باشید تا بحران را پشت‌سر بگذارید.

شاید لازم باشد در توقعات و قضاوت‌های خود تجدید نظر كنید. سعی كنید طوری رفتار كنید كه دوست دارید همسرتان در حق شما چنین كند، گاهی راه‌حل یك مشكل، دور زدن آن است. آسیه نقوی بانوی 34 ساله می‌گوید: هشت سال است كه من و همسرم با هم ازدواج كرده‌ایم و یك فرزند داریم. چندی پیش همسرم بیشتر پولی را كه تمام این سال‌ها پس‌انداز كرده بود برای كاری سرمایه‌گذاری كرد كه ضرر داد.

این ندانم‌كاری، او را افسرده و شكسته كرده است و مدتی است كه در خانه می‌ماند و به دنبال كسب و كار نمی‌رود. به هر بهانه سر من و فرزندمان پرخاش می‌كند و وقتی با مشاور صحبت كردم، گفت او احساس سرشكستگی و حقارت در مقابل خانواده پیدا كرده و وقت آن است كه به او اعتماد به نفس بدهید و كمك كنید تا دوباره روی پاهایش بایستد.

من به او گفتم اگر یك بار شكست خورده‌ایم معنی‌اش این نیست كه دیگر نمی‌توانیم از جا بلند شویم. تمام طلاهایی را كه داشتم، آوردم و یك نیم سكه را هم دادم كه بفروشد و با آن یك سفر خوب و مفرح ترتیب دهیم تا حالا و هوایش عوض شود. به سفر رفتیم و روزهای خوشی داشتیم و سعی كردم تمام این مدت به مشكلاتش فكر نكند.

وقتی برگشت پیشنهاد كرد مغازه‌ای اجاره كند و با فروش مقداری از طلا‌ها در آن جنس بریزد و بفروشد. من هم قبول كردم و الحمدلله الان حالش خیلی بهتر است و دیگر از دعوا و مشاجره خبری نیست. من آرامش را با همه طلاهای دنیا عوض نمی‌كنم.

 تغییر در شرایط و ساعات كار و تغییر در شیوه‌های ارتباط با همسر نیز می‌تواند موثر واقع شود.

 

 نیروهایتان را هدر ندهید

مشاجرات بیهوده انرژی و توانتان را می‌بلعد و شما را دچار فرسودگی و پیری زودرس می‌كند. پس سعی كنید خود را در این بازی نیندازید و از مشاجره فرار كنید. اگر همسرتان شما را به دعوا فرامی‌خواند، از این كار بگریزید. اگر هیچ راهی برای كنار كشیدن ندارید، به حمام بروید و یك دوش طولانی بگیرید وقتی برمی‌گردید همه چیز فراموش شده است. همسرتان نیز وقتی متوجه شود كه بهانه‌جویی‌هایش شنونده‌ای ندارد از دعوا راه انداختن منصرف می‌شود.

ذهن‌خوانی نكنید. اگر دقت كرده باشید منشأ خیلی از دعوا‌ها همین غیب‌گویی‌هاست!

سعیده تركاشوند، مشاور خانواده معتقد است اغلب ما وقتی عصبانی می‌شویم به طرف مقابل فرصت توضیح یا دفاع نمی‌دهیم بلكه پیشداوری، قضاوت و ذهن‌خوانی می‌كنیم.

این جمله‌ها حتما برایتان آشناست كه: می‌دانم چه می‌خواهی بگویی. بگویی «ف» من می‌روم به فرحزاد و برمی‌گردم! لازم نكرده حرف بزنی الان می‌خواهی دوباره تقصیر را گردن من و خانواده‌ام بیندازی... .

این پیش‌بینی‌هایی كه اغلب درست هم نیست مغرضانه می‌نماید و طرف مقابل را عصبانی و مستاصل می‌كند و به دعوا دامن می‌زند. بنابراین بهتر است به طرف مقابل فرصت حرف زدن بدهید.

وی همچنین توصیه می‌كند در دعوا‌ها قشون‌كشی و یارجمع‌كنی را كنار بگذارید.

ترکاشوند در ادامه توضیح می​دهد: بعضی از همسران وقتی مشاجره‌ای رخ می‌دهد گوشی را برمی‌دارند و به مادر و خواهر و عروس و دوست و آشنا شرح مفصلی از دعوای خانوادگی خود را گزارش می‌دهند. بعضی از مردان نیز عادت دارند این مشاجرات را برای مادر خود تعریف كنند تا احساس همدردی او را جلب كنند. غافل از این كه این تخلیه عاطفی لحظه‌ای تا مدت‌ها و شاید همیشه دیدگاه خانواده و دوستانتان را نسبت به همسرتان تیره و تار می‌كند و باعث می‌شود دعوای خانوادگی به سطحی بالاتر كشیده شود و به كدورت‌ها دامن زده شود.

وی همچنین پیشنهاد می‌كند همسران از انتقال ناراحتی‌های محیط كار خود به خانواده دوری كنند و سعی كنند در خانواده آرامش داشته باشند.

 منبع:جام جم