مفاهیم اساسی زوج و خانواده

مفهوم خانواده

خانواده به عنوان یک سیستم اجتماعی - فرهنگی تلقی می شود که دارای دارای یک ساختار قدرت است که به وسیله ی آن اشکال مختلفی از ارتباط بروز می کند. اعضای این سیستم با هم رابطه ای عمیق و چند لایه دارند.

خانواده سیستم ارتباطی است که با روابط دوستی و روابط کاری متفاوت است.  موفقیت ازدواج وابسته به میزان آمادگی افراد برای ازدواج و درک واقع بینانه ی آنها از روابط زوجی است.

زوج به عنوان یک یسیستم منحصر به فرد

این رابطه در عین حال که می تواند صمیمانه ترین و راحت ترین رابطه ی ممکن باشد، می تواند شدیدترین صدمات ممکن را به اعضاء وارد کند.

رابطه زوجی با روابط دوستی و روابط فامیلی تفاوت هایی دارد.

 بانزر و وست (1992) شش ویژگی را به عنوان مشخصه های رابطه ی زوجی عنوان کرده اند که در زیر می آید:

1- رابطه ی زوج داوطلبانه است یعنی هر دو عضو زوج می دانند که مجبور نیستند با هم ازدواج کنند.

2- رابطه ی زوج مستلزم ایجاد تعادل بین پویایی و ثبات است.

3- رابطه ی زوج گذشته ، حال و آینده ای دارد. رابطه ی زوج سالم، تعادلی است بین گذشته ، حال و آینده به گونه یی که زمان حال و آینده فدای گذشته نشود.

4- ازدواج کردن مستلزم ترکیب دو آینده و دو گذشته است که شامل ارزش ها و جهان بینی های متفاوتی است.

5- قرار گرفتن در رابطه ی زوجی مستلزم حمایت کردن و حمایت شدن است.

6- رابطه زوج مستلزم این است که هر عضو زوج فردیت و هویت منحصر به فرد خود را حفظ کرده و در عین حال توانایی این را داشته باشد که در لحظاتی این فردیت را فدای رابطه کند.

ازدواج کردن یکی از مشکل ترین و پیچیده ترین وظایف دوره ی بزرگسالی است. این رویداد مهم در عین حال به عنوان ساده ترین و عاشقانه ترین مرحله ی چرخه ی زندگی توصیف شده است.

سالوادور مینوچین سلسله مراتب زوج را به عنوان یک سیستم مجزا توصیف کرد.

زوج ها برای این که بتوانند رابطه ی پایدار و لذت بخشی داشته باشند، باید به وسیله ی شناساندن محدویت ها به دیگران، حول رابطه ی خود مرز ایجاد کنند.

زوج هایی که حول رابطه ی خود مرز ایجاد نمی کنند، درون خانواده ی اصلی و یا روابط دوستی گیر می افتند. ایجاد این مرزها گاهی به سادگی امکان پذیر نیست.

تعارض های رابطه ی زوج با نیازهای فردی

وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند، رابطه ی زوجی برای آنها نسبت به سایر روابط، در اولویت قرار گرفته و به طور طبیعی دیگر روابط آنها در حالت ثانویه قرار می گیرد. اگر این گونه عمل نشود، چالش های ارتباطی زوج عمیق می شود.

تنش بین فردیت شخص (استقلال و خود محوری) و قرار گرفتن در یک رابطه ی زوجی که مستلزم توجه کردن به خواسته ها و نیازهای شخص دیگر است، باید حل شود تا رابطه ی زوج به سمت موفقیت و لذت پیش برود.

اسطوره ها رابطه ی زوج را به چالش می کشند

گاهی اوقات زوج ها انتظارات غیرمنطقی و غیرواقع بینانه ای از خود، همسر و رابطه ی شان دارند. این انتظارات غیرواقع بینانه یا اسطوره ها، باید اصلاح شوند تا اثر منفی آنها بر رابطه و رفتار زوج ها کاهش پیدا کند.

بعضی از اسطوره های متداول در روابط زوج ها به قرار زیر است:

- اگر یکدیگر را دوست داریم باید همیشه خوشحال باشیم.

این یک تفکر و باور غیرمنطقی است. واقعیت این است که زن و شوهرها می توانند یکدیگر را خیلی دوست داشته باشند و به عبارتی خوشحال نبودن می تواند به دوست داشتن یا دوست نداشتن یکدیگر ربطی نداشته باشد.

- ما باید بدون توجه به تأثیری که بر روی همسرمان می گذاریم کاملاً با یکدیگر صادق باشیم.

بیان بعضی موارد مربوط به گذشته می تواند اثر منفی در ذهن همسر بگذارد. به همین دلیل بیان عواملی که تأثیر منفی بر روابط دارند منطقی به نظر نمی رسد.

- اگر یکدیگر را دوست داریم باید همیشه با هم باشیم.

 به عبارتی زن وشوهر میتوانند یکدیگر را دوست داشته باشند و در عین حال گاهی اوقات در کنار هم نباشند.

فردی که به این باور پایبند است در صورتی که همسرش لحظاتی را با او نباشد، احساس رنجش و ناراحتی می کند و این احساس او، در رابطه با همسرش اختلال ایجاد می کند.

- زمانی که مشکل پیش می آید باید مشخص کنیم مقصر کیست.

در بسیاری از مشکلات زناشویی واقعاً کسی مقصر نیست بلکه، مشکل حاصل تفاوت دیدگاه و نظر زوج هاست.

- برای این که از یکدیگر حمایت کنیم باید بر سر همه ی موضوعات توافق داشته باشیم.

این که زن و شوهر توافق داشته باشند خوب است اما عدم توافق آنها در بعضی از زمینه ها کاملا طبیعی است.

- اگر زن و شوهر یکدیگر را دوست داشته باشند باید بدانند که همسرشان به چه فکر می کند و چه نیازی دارد. بنابراین نیازی به صحبت کردن درباره ی نیازهایشان ندارند.

واقعیت این است انسان ها هر چقدر یکدیگر را دوست داشته باشند، نمی توانند ذهن یکدیگر رابخوانند. صحبت کردن زوج ها با یکدیگر می تواند ذهنیات آنها را به هم نزدیک کند و باعث شود که از خواسته های یکدیگر با خبر شوند.

- رابطه ی خوب خود به خود اتفاق می افتد.

کسی که باور فوق را دارد ،منتظر می ماند تا رابطه هیجاد نشود ممکن است بگوید شانس ندارم یا ما به درد هم نمی خوریم.

- زن و شوهر باید همیشه نزدیک هم باشند.

این باور باعث می شود که حتی اگر در یک مجلس مهمانی ،همسر فرد با او کمی فاصله فیزیکی پیدا کند ، احساس بدی پیدا کند.

- ما اگر یکدیگر را داشته باشیم، نیازی به خانواده و دوستان نداریم.

این چنین فردی عقیده دارد زن وشوهر باید خود به هم وابسته باشند و نیازی به دوستان و خانواده نیست.

زوج ها باید در تربیت فرزندان هماهنگ عمل کنند

زوج ها زمانی که صاحب فرزند می شوند، باید نسبت به گذشته در نگرش و رفتار خود تغییر ایجاد کنند. درگیری بین نقش والدی و نقش همسری ممکن است به ظاهر ساده و بی اهمیت به نظر برسد اما برای بعضی از زوج ها مشکلات جدی ایجاد می کند.

ایجاد تعادل بین نقش های زن وشوهری و والد و فرزندی در تشکیل خانواده اهمیت اساسی دارد.

زوج ها به صمیمیت نیاز دارند

صمیمیت یکی از نیازهای زندگی زن و شوهری است و در عین حال از ویژگی های بارز یک زوج موفق و شادمان است. رابطه ی صمیمانه، با خودافشایی واقی و درک نیازهای فرد دیگر ( همسر ) در رابطه ی برابر، تعریف می شودواقع شدن را تحت تأثیر قرار دهد. عوامل دیگری که بر چگونگی نشان دادن صمیمت اثر می گذارند عبارتند از:

سبک شخصیتی فرد، سبک ارتباطی زوج ها با هم و مراحل تکامل رابطه زوج.

زن و شوهر برای پیشگیری از ایجاد مشکل، باید بتوانند درباره ی انتظاراتی که از یک رابطه ی صمیمانه دارند، با یکدیگر صحبت کنند.

زوج باید در قدرت و همکاری مشارکت کنند

همکاری و قدرت مفاهیم کلیدی برای ادراک زوج به عنوان یک واحد منحصر به فرد هستندا. به عبارتی سهم هر فرد در بر عهده گرفتن مسؤولیت های مربوط به رابطه ی زوجی، همکاری او در رابطه را معین می کند.

ویژگی های زوج سالم

بیورز اسپری وکارلسون (1991) و یانگ و لانگ (1998) بعضی از الگوها ی ارتباطی سالم بیان کرده اند آنها عقیده دارند که زوج های سالم از این الگوهای ارتباطی پیروی می کنند این الگوها به شرح زیر هستند :

1 - عقیده به نسبی بودن واقعیت نه مطلق بودن آن .   

زوج هایی که این دیدگاه را دارند ، سعی ندارند همسر خود را به پذیرش دیدگاه خودشان وادار کنند بلکه ، به حرف های همسر خود گوش داده و سعی می کنند که برداشت ها و نظرات او را درک کنند .

2- اعتقاد به این که قصد و نیت همسر خوب است  .

زوج های سالم ضمن این که به همسر شان احترام می گذارند ، هرگز حس نمی کنند که همسرشان دشمن آنها ست و آنها ایمان دارند که همسرشان در پی آزار دادن آنها نیست .

3- اعتقاد به این که مشکلات حل می شوند

زوج هایی که اعتقاد دارند مشکلات قابل حل هستند ، برای حل مشکل تلاش می کنند این افراد تاثیر خود را در فرایند حل مشکل قابل توجه می دانند.

4 - عقیده به عوامل فراتر از خود .

زوج های سالم جهان بینی وسیعی دارند که این جهان بینی می تواند جهت گیری مذهبی و یا خانوادگی باشد.

5 - تمرین رفتارهای سالم

این رفتارها ی سالم عبارتند از :

- مسوولیت : نقش هر یک از آنها در ایجاد رفتارهای مثبت جدید ، اهمیتی اساسی دارد . در این حالت زن و شوهر یکدیگر را به خاطر کوتاهی سرزنش نمی کنند.

- هدف گذاری: دستیابی بهاهداف واقع بینانه ای که رضایت ارتباطی را به دنبال دارد تلاش کند .

- تشویق: زوج های سالم تلاش می کنند که یکدیگر را تشویق کرده و از همدیگر قدر دانی و تحسین به عمل آورند.

-  گفت و گوی باز : هر عضو زوج باید بتواند احساسات مثبت خود را به صورت بی پرده و صادقانه بیان کند .

- گوش دادن همدلانه : به وسیله ی این مهارت همچنین زوج ها به همسر خود نشان می دهند که احساسات و عقاید او را می پذیرند و با تمام وجود به اوگوش می دهند .

-  میل به تحلیل ارتباطات : تحلیل مسائل موجود در رابطه و تلاش برای درک بهتر آنها به پایداری زندگی زناشویی کمک می کند .

- نشان دادن پذیرش : ارزشی را که برای عضو دیگر قا ئل است را بیان كند مخصوصاً‌ وقتی كه عقاید زوج باهم متفاوت است.

- حمایت از اهداف مثبت ازدواج:‌نشان دادن پذیرش فرد مقابل، مخصوصاً زمانی كه اختلاف نظر وجود دارد اهمیت بسیاری دارد.

- حمایت از اهداف تعیین شده: زن و شوهر باید از اهدافی كه به طور مشترك برای رابطه ی خود تعیین كرده اند حمایت كنند.

- توافق به منظور پل ارتباطی: با بیان احساس و دیدگاه متفاوت خود،‌برای یافتن راه حل به یكدیگر به توافق برسند.

- تعهد به مشاركت:‌هر عضو زوج باید با درك موقعیت و نقش خود در ازدواج،‌برای دسترسی به اهداف رابطه ی زناشویی تلاش كند.

—فصل دوم
—عوامل روانشناختی در رابطه زوج ها

گرچه ممكن است زوج ها مراحل قابل پیش بینی ای را برای ایجاد رابطه در نظر داشته باشند با این حال وقایع اجتماعی و استرسورهای مختلف آنها را تحت تاثیر قرار می دهند.

در زمان های گذشته قواعد ازدواج و وظایف و نقش ها  به میزان زیادی به نقش های جنسی وابسته بود.

وامید به زندگی پایین تر بود با این حال نرخ طلاق در سطح پایین تری از امروز بود.

امروز امید به زندگی افزایش پیدا كرده و در كنار آن انتظارات اجتماعی انسان ها تغییر كرده و مدل های جدیدی از ازدواج ظهور كرده كه به جای این كه صرفا“ بر وظیفه و مسئولیت مبتنی باشد ، بر صمیمیت ، همراهی ، و همكاری مبتنی است.

ازدواج امروزی از عوامل اجتماعی تاثیرات زیادی می پذیرد.

تاثیرات اجتماعی بر ازدواج

استرس های ناشی از مشكلات اقتصادی ، زایمان در سنین بالا ، فرصت های شغلی مخصوصا برای زن ها ، انجمن های زنان ، ... همگی چگونگی ازدواج را تحت تاثیر قرار داده است.

استرسورهای عمودی ، استرسور های افقی و استرسور های سیستمی طبقه بندی شده اند.

استرسورهای عمودی

استرسورهای عمودی شامل ادراكات درونی زوج ها است كه از خانوادهای اصلی كسب كرده و به رابطه ی زوجی وارد می كنند.

خاطرات ، الگوهای رفتاری اكتسابی ، اسطوره های ازدواج ، اسرار خانوادگی ، انتظارات، آداب و رسوم و ... همگی عواملی هستند كه زوج ها آنها را از خانواده های قبلی خود كسب كرده اند و همگی درشكل گیری ازدواج آنها دخالت دارند.

استرسورهای افقی

استرسورهای افقی شامل اتفاقات استرس زایی هستند كه از شروع ازدواج تا پایان زندگی برای زوج ها رخ می دهند . بعضی از این حوادث قابل پیش بینی هستند مانند تولد فرزند ازدوج فرزندان و ...

بعضی از این استرسورها  قابل پیش بینی نیستند مانند مرگ غیره منتظره در اثر بیماری  یا تصادف ، بیماری مزمن و...

استرسورهای سیستم – سطح 

استرسورهای سیستم –سطح شامل تاثیرات اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، مذهبی و اقتصادی به اضافه ی تاثیرات خانواده ی  گسترده برازدواج است .

از متداول ترین این استرسور ها عبارتند از:

- اعضای خانواده ی گسترده

- وضعیت اقتصادی جامعه

- رابطه با دوستان و...

وظایف روان شناختی زوج در مراحل تكامل

مفهوم وظیفه ی روان شناختی را كه اریكسون  آن را ارائه داده بود بعد ها توسط والرستین(1993) به عنوان یك روش مفید برای توصیف شیوه ی زندگی زوج های سالم توسعه پیدا كرد.

امروزه طلاق و ازدواج مجدد نسبت به گذشته متداول تر است همچنین امروزه دخترها و پسرها دیرتر ازدواج می كنند دیرتر بچه دار می شوند، بچه های كمتری متولد می كنند و یا گاهی تصمیم می گیرند كه بچه درا نشوند. یكی از راههای بررسی  مراحل تكامل زوج  ، بررسی این موضوع است كه زوج ها وظایف  روانشناختی را چگ.نه انجام می دهند.

وظایفی كه والرستین ارائه كرده شروع و تداوم ازدواج را در نظر می گیرد و به سن زوجین یا حتی رفتارهای گذشته ی افراد ارتباطی ندارد.

این وظایف به قرار زیر هستند:

وظیفه ی یك: تحكیم استقلال روان شناختی و ایجاد ارتباطات جدید با خانواده ی اصلی

این تكلیف شرط لازم برای همراه شدن زوج با یكدیگر در مسیر زندگی است كه از طریق این وظیفه زن و شوهر از خانواده های اصلی جدا می شوند و در عین حال توانایی این را دارند كه ارتباط سالمی به شكلی جدید با آنها بر قرار كنند.

وظیفه دو: ایجاد هویت زوجی و با هم بودن در مقابل خود مختاری

این وظیف شامل ایجاد رابطه ای  دو نفره است كه در آن وا‍‍‍ژه ی«ما» معنی پیدا می كند. یعنی اصطلاح «من» از حالت انفرادی كه بیشتر خود محورانه بوده تغییر شكل پیدا كرده و در حقیقت من به عنوان بخشی از ما تلقی می گرددو هردو آنها علایق فردی و خود محورانه را تا حدودی كنار بگذارند تا هویت زوجی رشد كند.

وظیفه سه: ایجاد هویت جنسی زوج

هویت جنسی به فراوانی شدت و كیفیت ابراز احساسات جنسی در رابطه ی بین زن و شوهر اطلاق می شود . این وضیفه نوعی پیوند و نزدیكی احساس را در زوج ایجاد می كند. رابطه ی جنسی رضایت بخش از هویت جنسی سالم زوج نشات می گیرد.

وظیفه چهار: شكل دادن ازدواج به عنوان یك حوزه ی اطمینان بخش و پرورش دهنده

رابطه زوج موقعیتی را فراهم می كند كه در آن شكست ها تلاش ها ، شرایط و ترس های زوج در یك جو حمایتی و مراقبت كننده مد نظر قرار می گیرد.

وظیفه پنج: والد بودن

این  فضا باید به گونه ای در زوج آمادگی ایجاد كند كه بتوانند ضمن پرورش فرزند  از ایجاد لطمه به رابطه ی خود جلوگیری كنند. در این شرایط انعطاف پذیری نقش زوج ها ضروری است زیرا رابطه ی زوج با به دنیا آمدن فرزند تغییر كرده و شكل جدیدی به خود می گیرد.

وظیفه شش: ایجاد رابطه ای جالب و جذاب

رابطه ی جذاب با هیجان و شوق همخراه است تجارب لذت بخش زوج در كنار هم بخشی از خاطره های مشترك آنها را تشكیل می دهد كه در شرایط سخت به زوج كمك می كند سرزنده و شاداب بماند.

وظیفه هفت: ایجاد دیدگاهی دو گانه كه ایده ال های اولیه را با واقعیت موجود تركیب می كند.

با گذشت مدتی از ازدواج زوج ها واقعیات زندگی را بیشتر درك می كنند و ممكن است شیوه های ابراز محبت آنها نسبت به اوایل زندگی تغییر كرده و واقع بینانه تر شود.زوج ها باید بپذیرند كه حالت های اولیه غیر واقع بینانه تر بوده و لازمه ی ازدواج موفق تطابق آن ایده آل ها با واقعیت های زندگی است.

—فصل سوم
—مسائل ارتباطی و مسائل جنسی زوج ها

اهمیت ارتباط

ارتباط با دیگران اساس شكل گیری احساس هویت است . ازطریق تعامل با دیگران به وجود می آید .

ارتباط عاملی برای تبادل اطلاعات بیت زوج ها است . یكی دیگر از ویژگی هی ارتباط این است كه هدفدار و چندبعدی است(دیكسون 2001). ارتباط عامل گسترش روابط صمیمی است .

مشكلات ارتباطی شایع ترین و مخرب ترین مشكلات در ازدواج های شكست خورده است .

تاریخچه ی ارتباط در زوج درمانی

در سال 1956 كریگوری بیستون عنوان كرد كه خانواده های مختل دارای الگوهای ارتباطی مختل هستند. اولین مفهومی را كه بیستون عنوان كرده مفهوم بن بست مضاعف است .

موضوع این ایت كه فرد اصلا نمی توانئ پیروز میدان باشد. چنین ارتباطی  باعث ناكامی روابط و انزوای فرد می شود .

بعدها ویرچینیا ستیر(1983) خانواده درمانی بر اساس رویكرد ارتباطی را توسعه داد.

تمركز بر تغییر الگوهای ارتباطی خانواده به عوض درمان شخصیت آنها بود.

اریك برن (1961) پایه گذار مكتب تحلیل مراوده ای درمان را بر مراوده ها و تبادلات رفتاری و عاطفی بین انسانها متمركز نموده .

بعدها گاتمن (1996) توجه خود را به الگوهای ارتباطی ازدواجهای موفق و شكست خورده معطوف كرد .

پایه های ارتباط

درمانگران مدتهاست درك كرده اند كه قدرت ارتباط غیركلامی می تواند به اندازه و یا بیشتر از قدرت كلماتی باشد كه انسانها در ارتباط به كار می برند. یكی از دلایل این مسئله این است كه پیامهای غیركلامی می توانند بارعاطفی را منتقل كنند.

هدف ارتباط غیركلامی

 جایگزین ارتباط كلامی می شود زمانی كلامی غیرممكن و نامناسب است.

زن ها ومردها در شیوه های برقراری ارتباط، با هم تفاوت هایی دارند. این تفاوت ها هم در نیروی برقراری ارتباط و هم درهدفی است كه از ارتباط دارند .

بی پرده گویی

بی پرده گویی یعنی صحبت كردن درباره ی خود یا فردی دیگر .

بی پرده گویی به عنوان یك عامل بسیار مهم هم به ایجاد رابطه ای سالم و هم به ایجاد سلامت روانی به طور كلی كمك می كند .

بی پرده گویی اگر بی حد و مرز باشد می تواند صدمات شدیدی به روابط وارد كند.

فیتزپاتریك (1988) سه نوع الگوی بی پرده گویی را در روابط مشخص كرده است .

آنها در بسیاری از موارد با هم مشاركت می كنند اما زمانی كه بین آنها تعارض ایجاد شود ارتباطشان كاملاً بسته و خنك می شود .

مستقل ها زوج هایی هستند كه تا حد زیادی درفعالیتهای زندگی مشاركت می كنند اما در عین حال زندگی مستقل داشته و دوست دارند روابطشان باز و دوجانبه باشد.

جداها زوج هایی هستند كه وابستگیكمتری به یكدیگر دارند . این زوج ها در برقراری ارتباط باز و راحت با یكدیگر مشكل داشته و از مطرح كردن تعارضات اجتناب می كنند.

مدل خطی ارتباط

این مدل به این خاطر مفید است كه ارتباطات را تسهیل می كند و به ما امكان می دهد كه كل فرایند ارتباط را نظاره كنیم. مرد می گوید، زن می گوید، مرد پاسخ می دهد ، زن پاسخ می دهد.

درعالم واقع ، پیامهایی كلامی و غیر كلامی به طور همزمان بین فرستنده و گیرنده رد و بدل می شوند.

مشكلات ارتباطی رایج ترین زوج ها

گاتمن (1994) چهارمقوله را برای الگوهای منفی ارتباطی بیان می كند و آنها را چهار سواركار مكاشفه می نامند.

1.  انتقاد در مقابل شكایت

گاهی اوقات زوج ها به جای بیان مناسب احساس نارضایتی خود، به انتقاد سرزنش آمیز از یكدیگر می پردازند .

2.  تحقیر

تحقیر كننده به صورت عمدی و از روی قصد به همسر خود آسیب و ضربه ی روحی وارد می كند . توهین و فحاشی ، غنادورزی ،مسخره كردن ، حركات بدنی تحقیرآمیز و ادا و اطوار و . . .

3.  دفاعی رفتار كردن

در این حالت ، هر دو نفر مسئولیت خود را نادیده گرفته و خود را تبرئه می كنند.همچنین ممكن است از روشهایی مثل شكایت دوطرفه استفاده كنند.

4.  عدم همكاری

قهر كردن به نوعیحالت تحقیر را در طرف مقابل ایجاد می كند. این حالت به این دلیلی ایجاد می شود كه فرد احساس می كند به او بی اعتنایی می شود .

مشكلات خاص ناسازگارانه در زوج ها

ذهن خوانی

ذهن خوانی زمانی صورت میگیرد كه یكی از اعضاء زوج دائماً بر اساس ادراكی كه از رفتار و نیت همسر خود دارد ، بدون این كه ازحلقه ی بازخورد استفاده كند ، عمل می كند .

میزگرد

در این حالت زوج به این تمایل دارند كه بحث های خود را به سمت منطقی بودن هدایت كنند، به گونه ای كه بیان احساس وجود نداشته باشد.

صمیمیت

صمیمیت به دلیل این كه عاملی اساسی در ارتباطات انسانی است ، توجه زیادی را به خود جلب كرده است وارینگ(1980) صمیمیت در روابط زوج ها را تركیبی ازهشت عنصر زیر می داند .

1.  عاطفه: زوج ها به چه میزان احساسات و عواطف خود را به صورتی راحت برای یكدیگر بیان می كنند .

2.  بیانگری: زوج ها تا چه حد افكار، عقاید و نگرش های خود را به یكدیگر ابراز می كنند .

3.  سازگاری : میزان همكاری صمیمانه زوج با هم این كه تا چه حد میزان زوج میتوانند به آسودگی خاطر با هم همكاری كنند.

4.  همبستگی: میزان تعهدی كه زوج نسبت به هم احساس می كنند.

5.  رابطه ی جنسی : میزان رضایت از رابطه ی جنسی با همسر .

6.  حل تعارض ك تا چه حد زوج می توانند اختلاف نظرهای خود را با هم حل كنند .

7.  خودمختاری : تا چه میزان زن  شوهر برای ارتباط با اعضای خانواده و دوستان احساس استقلال می كنند.

8.  هویت : میزان اعتماد به نفس و عزت زن و شوهر ، برداشتی كه زوج از خود به عنوان یك خانواده ی كوچك دارند .

مدل مثلث عشق استرنبرگ

استرنبرگ(1986) یك نظریه مثلثی از عشق بر پایه ی عناصر «شهوت» «صمیمیت» و تعهد و تصمیم ارائه داده است .

صمیمیت شامل ابراز احساس و احساس وابستگی عاطفی به یكدیگر می شود. رابطه ی صمیمانه رابطه ای است كه در آن احساس آرامش وجود دارد.

شهوت شامل علاقه ای شهوانی زن و مرد به یكدیگر است (هاروی،1995) انرژی ای كه منجر به عشق رمانتیك ، تماس فیزیكی و جذبه ی فیزیكی و احساس جنسی می شود .

عنصر تعهد در رابطه رشد می كند و شامل تصمیم به وفاداری به همسر می شود . تصمیم – تعهد ، به این نوع موضوع اشاره دارد كه زن و شوهر تصمیم گرفته اند به یكدیگر وفادار باشند و رابطه ای وفادارانه را تشكیل دهند .

مسائل اجتماعی و رابطه ی جنسی

اغلب مشكلات جنسی زوج در اثر وجود مشكل در ارتباطات عاطفی آنها شكل می گیرد .

شرایط و حوادث زندگی و احساساتی نظیر احساس خیانت ، خشم، خصومت و حسادت نیز می توانند بر رابطه ی جنسی تأثیر بگذارند .

صحبت كردن درباره ی مسائل جنسی

كاپاچ و میتس(1991) دو مفهوم اصلی را مشخص كرده اند كه صحبت كردن زوج ها را درباره ی مسائل جنسی دربر میگیرد :

1.  كیفیت صحبت كردن درباره ی مسائل جنسی بین زوج ها به میزان زیادی به كیفیت رابطه ی كلی آنها مرتبط است .

2.  مهارت در صحبت كردن درباره ی رابطه ی جنسی برای پایداری رضایت جنسی زوج ازیكدیگر ،مفید است .

رشد مشكلات جنسی

مشكلت جنسی نیز مانند سایر مشكلات ارتباطی به عنوان پیامد سیكل های نادرست رفتار و سیكل نادرست ارتباطی زوج مخصوصاٌ در حوزه ی ارتباط جنسی است .

فرآیند درمان مشكلات جنسی

درمانگر باید مشخص كند كه زوج با مشكل جنسی مواجه است یا با اختلال جنسی .

اختلال جنسی گاهی در اثر مسائل فیزیولوژیكی است و مستلزم ارائه ی خدمات درمانی تخصصی است .

درمانگران مسائل خانواده و ازدواج باید با مشكلات و اختلالات جنسی آشنا باشند تا در ارزیابی خود به بیراهه كشیده نشوند .

ژنوگرام جنسی

 ژنوگرام ابراز مفیدی برای جمع آوری اطلاعات درباره ی خانوادگی اصلی و پیام های اصلی درباره ی مسائل جنسی به زوج است .

فرآیند درمان

درمان مشكلات باید شامل ایجاد توافق مشترك درباره ی ارتباط جنسی بشود. هدفها شامل تغییر دیدگاهها، به چالش كشیدن پیامهای منفی خانواده و تغییر در رفتار جنسی می شود .

مسائل اخلاقی در درمان مسائل جنسی

درمانگرانی كه تمایل به درمان مسائل جنسی دارند باید دراین زمینه دوره های آموزشی لازم را بگذرانند .

هرگز نباید درمانگر به زوج به صوت مستقیم یا غیرمستقیم این موضوع را القاء كند كه مشكل آنها حل نمی شود . رعایت اصول اخلاقی و احساس مسئولیت درمانگر.

—فصل چهارم
—زوج های هر دو شاغل

تغییرات ساختار خانواده

امروزه در اغلب كشور ها سبك زندگی از خانواده ای با یك نان آور به سمت خانواده ای با دو نفر شاغل تغییر كرده به گونه ای كه زوج های هر دو شاغل تعداد زیادی از زوج ها را تشكیل می دهند.

رابطه ی بین زندگی كاری و زندگی خانوادگی

سالهای بعد از دهه ی 50 مشكلات كاری خانواده ها را تحت فشار قرار داد. در این دوره ها تقابلی بین نیروی كار و مدیریت سازمانها به وجود آمده كه پیامد آن مشكلات كاری و خانوادگی بود. امروزه نشانه هایی حاكی از تعامل بین كار و خانواده دیده می شود. ارزش رشد در زمینه های كاری و خانوادگی برای خانواده ها بیشتر محسوب شده و تعادل بین خانواده و شغل به ضرورت انكارناپذیر تبدیل شده است .

منبع: اصول و فنون مشاوره