فنون متعددی برای نقاشی خانوادگی وجود دارد که خانواده درمانگران تجربیاتی از آن استفاده می کنند. یکی از آنها دست نوشته های دسته جمعی خانوادگی است که از طریق آن هرعضوی از خانواده نقاشی ساده ای را رسم می کند. پس از آنکه تمام نقاشی ها تک تک افراد رسم شد، خانواده این نقاشی ها را دسته جمعی بصورت یک تصور واحد تلفیق می کند (کویات، کوسکا، 1967). در این شیوه، اعضای خانواده به خاطر آنچه که قرار است به صورت انفرادی و نیز با هم کار کنند، یک احساسی پیدا می کنند. می توان راجع به مزایا و معایب هر شیوه ای از کار کردن و همنین راجع به آنچه در هر مورد انجام شده است، حرف زد.

رویکرد ترسیمی دیگر به نقاشی های دسته جمعی خانوادگی معروف است. در این شیوه، در ابتدا به خانواده آموزش داده می شود، تصویری از خودتان به همان صورتیکه به عنوان یک خانواده می بینید رسم کنید (بینگ، 1970). هر عضوی از خانواده یک چنین نقاش را می کشند و سپس برداشت ها و تصورات خود را در قالب بحث گفتگو در میان می گذارند. برای مثال، پسر جوانتر ممکن است برادر بزرگترش را در مقایسهبا خودش به والدین نزدیکتر ببیند. نقاشی او تفاوت فضایی را منعکس خواهد کرد. از طرف دیگر، والدی در همان خانواده ممکن است، اعضای خانواده خود را نسبت به همدیگر نزدیک و صمیمی ببیند و در نقاشی این برداشت خود را منعکس کند.

آخرین گونه از نقاشی خانواده بررسی شده، نقاشی نمادی از فضای خانوادگی است (گدی و میدوی، 1977). در این فن فرافکنانه، درمانگر دایره بزرگی را رسم می کند و به اعضای خانواده آموزش می دهد که همان چیزی را که نشان دهنده خانواده است در دایره و آن افراد یا نهادها که جزء خانواده نیستندبیرون از آن قرار دهد. در این فعالیت از خانواده خواسته می شود که بصورت نمادین اعضای خانواده را از طریق ترسیم آنها در درون این دایره بزرگ مطابق اینکه چقدر به همدیگر نزدیک یا دور هستند، آرایش دهند. آنگاه جزو بحث های میان اعضای خانواده و همچنین نقاشی های حاصله پردازش می شوند.

گردآورنده: نصرت نوجوان

منبع: خانواده درمانی، ساموئل گلادینگ، مترجم فرشاد بهاری