با اینکه درمانگر باید جایگاه رهبری خود را حفظ کند در عین حال باید از خطر این جایگاه ، یعنی خطر مرکزیت یافتن بیش از حد هم پرهیز کند خانواده با روی آوردن به درمان به دنبال کمک یک متخصص است آنها انتظار دارند وضع خود را برای او توصیف و از او راهنمایی بگیرند .
درمانگر به مشاهده ی نشانه های غیر کلامی می پردازد نشانه هایی که در تأیید یا تضاد با گفتار خانواده است . بافت بین اشخاصی مراوده همواره ارتباط را تقویت ، تعدیل یا نفی می کند .
حضور درمانگر همواره یک عامل تغییر زا است . با سوق دادن بعضی اعضای خانواده به طرف تعامل با دیگری در یک چاچوب مشخص می توان سناریوهای خانواده را خلق کرد .
تعلیم ها باید صریح باشد . بر انگیختن گفتگوها نسبتاً ساده است درمانگر می تواند گوش به زنگ باشد تا یکی از اعضای خانواده راجع به دیگری شروع به صحبت کند ، آنگاه سخنگو را سوق می دهد به اینکه به عوض صحبت راجع به دیگری با خود آن فرد حرف بزند .

وقتی خانواده برای اولین جلسه وارد می شود طرز نشستن آنها می تواند سر نخ اتحادها . ائتلافها محور بودن و یا منزوی بودن باشد .
تغییر دادن مکان اشخاص در عین حال تکنینی برای ترغیب و تشویق گفتگو است .
تغییر مکان می تواند یک شیوه ی موثر در کار روی مرزها باشد اگر درمانگر بخواهد مرزی ایجاد کند یا آن را تقویت کند می تواند اعضای زیر منظومه را به وسط اتاق بیاورد و از سایر اعضای خانواده بخواهد که صندلی های خود را عقب بکشند طوری که بتوانند ناظر باشند ولی نتوانند دخالت کنند . در یک خانواده ی بهم تنیده باید مرزها به منظور تسهیل فردیت یافتن اعضای خانواده تقویت شود . استقلال فردی را می توان با قواعد ساده ای که به عنوان جزئی از قواعد کلی حاکم بر واحد درمانی اعمال می شود حفظ و تقویت کرد ( مینوچین ، 1373 ، 187-192 )
خانواده درمانی رفتار و شناختی – رفتاری بر اساس یکی ازکامل ترین رویکردهای تحقیق شده و بر کمک به خانواده ها یعنی نظریه یادگیری استوار است . سرچشمه این نظریه به اوایل قرن بیستم باز می گردد . پیشگامان اولیه آن کسانی همچون ایوان پاولف ، جان . ب.واتسون ،و ب.اف. اسکینر بوده اند .
خانواده درمانی رفتاری دارای چهار شکل اصلی تعلیم رفتاری به والدین ، زناشویی درمانی رفتاری ، درمان اختلال در عملکرد جنسی و خانواده درمانی کارکردی است . این تاکیدها غالباً از روشهای شناختی – رفتاری استفاده می کنند . همه آنها بجز رویکرد چهارم خطی هستند و بر روابط فردی یا دوتایی تاکید می ورزند . بسیاری از مداخلات مورد استفاده در خانواده درمانی رفتاری و شناختی – رفتاری همان مداخلاتی هستند که در درمان فردی به کار می روند. تقویت ، شکل دهی ، حذف کردن ، سر مشق دهی ، بازی نقش ، ایست فکری ، و خاموش سازی رایج هستند . با این حال ، جنبه های خانواده درمانی رفتاری و شناختی – رفتاری نیز شامل مواد عملی جدیدی نظیر قرار دادهای مشروط      ( وابستگی ) ، قرار دادهای یک جانبه ، و رفتارهایی است که بر اصل رفتار نظیر استوارند .
در بهترین حالت ، رویکردهای خانواده درمانی رفتاری و شناختی – رفتاری عینی برای کمک به والدین ، زن و شوهرها ، و خانواده ها برای تغییرکردن فوراً قابل کاربرد هستند . شاخه ای از یکی از این رویکردها ، یعنی خانواده درمانی کارکردی ، سیستمی است . مفاهیم اصلی که درمان بر اساس آن استوار است در حد گسترده ای مورد تحقیق قرار گرفته اند . از میان تمامی خانواده درمانیها رویکردهای خانوادگی رفتاری و شناختی – رفتاری علمی ترین آنهاست.
از طرفی ، رویکردهای خانواده درمانی رفتاری و شناختی – رفتاری در بیشتر اوقات هنوز هم به میزان بسیار زیادی بر دید خطی و محدود به خانواده ها تکیه می کند .این رویکردها قدر مسلم می دانند که اگر درمان برای یک واحد در خانواده و برای نشانه های مرضی مشکل به کار رود سایر جنبه های خانواده نیز تغییر خواهد کرد .

 

منبع: سایت جامع مدیریت