در جامعه ای مانند ایران در کنار حضور تابوی محرم آمیزی که به کار تنظیم روابط بر حول محور عمودی می آید، تابوی دیگری نیز وجود دارد که رابطه افراد را اینبار بر حول محور افقی و در درون خانواده هسته ای شکل می‌دهد.

ساختار خانواده ایرانی به‌ویژه در پنجاه سال گذشته به دلیل رشد سریع و کنترل نشده شهر نشینی دستخوش تغییرات شدید و بی سابقه ای گشته که در طول تاریخ این محدوده‌ی جغرافیایی بی‌نظیر بوده است. نظام خانوادگی ایرانی از نظر من هنوز شکل جدید و استوار خود را نیافته و از چنبره ی بحرانی که از سر میگذراند خارج نگشته است. نظام خویشاوندی خانواده ایرانی لااقل از حمله اعراب تا کنون هرگز با چنین تغییرات مهمی روبر نبوده است.

کنده شدن خانواده از بستر طبیعی و چند صد ساله‌اش و ورود ناگهانی‌اش به شهرهای بزرگ که کاملا شرایط متفاوتی با محیط قبلی زندگی ایشان داشت، یکی از مهمترین دلایل چنین بحرانی است. در شرایط فعلی، خانواده ایرانی با اینکه از خیلی جهات خود را با شرایط شدید شهرنشینی وقف داده است، اما بعضی از ویژگیهای تاریخی اش را همچنان حفظ کرده است.


ناهماهنگی میان بعضی از این ویژگیهای تاریخی با نظام شهرنشینی یکی از دلایل عمده بحران کنونی است. در این مقاله من تنها به طرح یکی از این ویژگی‌ها می‌پردازم که به امر تنظیم رابطه میان زن و شوهر مربوط می‌شود. این ویژگی را من با پیروی از لوک توره(۵) (Luc Thoré) "تابوی بیان احساسات" می‌نامم.

تابوی بیان احساسات در رابطه میان زوج یعنی نبود و یا ضعف مبادلات عاطفی و کلامی میان زن و شوهر. این مسئله هم‌زمان به سخن نگفتن و یا کم سخن گفتن زن و مرد از رابطه جنسی شان نیز مربوط می‌شود. در فرهنگ ایرانی زن و شوهر از نشان دادن علاقه و احساساتشان به یکدیگر در فضای عمومی و در مقابل دیگران(حتی خویشاوندان درجه اول و یا دوستان) امتناع می‌کنند. چنین امری حتی گاه در درون فضای خصوصی خانواده، در حضور فرزندان و گاه حتی در غیاب ایشان نیز وجود دارد. بدین معنا که زن و شوهر از بیان احساساتشان، چه به شکل کلامی (گفتن جملات و یا واژه‌های محبت آمیز و عاشقانه) و چه به شکل رفتاری (تماس بدنی در تمامی انواع و اشکالش)، شدیدا احتراز می‌جویند.(۶)

در مورد معنای سخن من در اینجا نباید دچار اشتباه شد. منظور من از گفتن اینکه رابطه کلامی و عاطفی در میان زن و شوهر در جامعه‌ی ما بسیار فقیر می‌باشد بدین معنا نیست که احساسات و عواطفی نیرومند میان زوج وجود ندارد بلکه هدفم بیان این نکته است که "رفتار صحیح" میان زن و شوهر در فضای عمومی و گاه حتی خصوصی ایجاب می‌کند که این احساسات وعواطف نشان داده نشوند.

این خصوصیت در جامعه ما به ویژه با خصوصیت مهم دیگری که همانا جدایی دو دنیای مردانه و زنانه از یکدیگر می‌باشد، پیوند دارد. در این قبیل جوامع، زن و مرد اگر رابطه سببی (زن و شوهر) و یا نسبی (در درون خانواده هسته‌ای) نداشته باشند می‌بایستی با یکدیگر همیشه در رابطه‌ای قراردادی، غیر شخصی و تا حد ممکن عاری از هرگونه احساسات باقی بمانند. بدین ترتیب در اجتماعات و حتی همنشینی‌های فامیلی به طور اتوماتیک مردان به دور یکدیگر و زنان گرد همدیگر جمع می‌شوند.

جدایی میان این دو دنیا در بعضی از مواقع تا بدان جا اهمیت می‌یابد که مثلا برای زن سخن گفتن از مشکلات زناشویی‌اش با خواهر و یا مادرش به مراتب آسانتر از حرف زدن با همسرش می‌باشد. در چنین جامعه‌ای صرف تعلق به دوجنس مختلف، شدیدا امکان برقراری رابطه را محدود می‌سازد. مطالعات مردم شناسانه نشان داده اند که چنین رفتاری در جوامع پدر تبار (patrilinéaire) و یا مادر تبار (matrilinéaire) به طور نسبتا یکسان دیده می‌شود.

بدین ترتیب در جامعه ایرانی، مستحکم‌ترین رابطه نه مابین زن و شوهر بلکه میان مادر و فرزند است که وجود دارد. کمبود تبادل کلامی - عاطفی میان زوج وقتی در یک جامعه با برتری مرد بر زن توام گردد موجب پیدایش همبستگی و نزدیکی زیاد میان زنان می‌گیرد.

در جامعه ی ما به همان میزان که مردان کلا از بیان احساسات و عواطف خویش در مقابل دیگری (مرد یا زن) اجتناب می‌کنند، زنان درست برعکس در میان خود گاه حتی از خصوصی‌ترین جزئیات زندگی زناشویی‌شان نیز حرف می‌زنند. در چنین حالتی همانطور که اشاره شد نیرومندترین پیوند میان مرد با زن به رابطه پسر و مادرش تعلق دارد. شکل‌گیری هویت مردانه در چنین شرایطی در درجه نخست در تضاد با زنانگی است که تحقق می‌یابد: بدین معنا که مردانه به هر آن چیزی گفته میشود که زنانه نباشد. بدین ترتیب مرد با فاصله عاطفی - کلامی که میان خود و زن ایجاد میکند همزمان می‌کوشد تا از سرایت خصوصیات زنانه به درون هویت جنسی‌اش خودداری به عمل آورد. همین هراس از زنانگی به نوعی او را وامیدارد تا در جهت حفظ زبان و فضایی مردانه برای خود بکوشد.

اما در اینجا می‌توان از خود پرسید که چرا در جامعه‌ای مانند جامعه ما تابوی بیان احساسات شکل گرفته و اساسا کارکرد اجتماعی چنین پدیده‌ای چه می‌باشد. من در این مقاله تنها به تشریح کارکرد این تابو در درون خانواده می‌پردازم و به پی آمدهای دیگر آن اشاره‌ای نخواهم کرد.

برای فهم درست کارکرد تابوی بیان احساسات باید آنرا همزمان و در کنار تابوی محرم آمیزی قرار داد. شماء زیر ما را برای توضیح بهتر نظرمان یاری می‌رساند.

منبع: انجمن اختصای جنرال