موری بوئن ، یكی از طراحان خانواده درمانی بود .بخش عمده ه ای از نظریه و كاربست او از كار با افراد اسكیزوفرنیك در خانواده ها بوجود آمد .او معتقد بود زمانی می توان خانواده ها را بهتر شناخت كه از دیدگاه سه نسلی بررسی شوند زیرا الگوهای روابط میان فردی ، اعضای خانواده را در طول چند نسل مرتبط می كنند.بوئن معتقد است بسیاری از مشكلات خانوادگی به این خاطر روی می دهدكه اعضای خانواده خود را از لحاظ روان شناختی از خانواده پدری مجزا نساخته اند. این امر در واقع نقطه مشترك خانواده هایی است كه یك یا هر دو والد هنوز پایبند خانواده شان هستند و در تعیین روابطشان با همسر خود لازم است آن را مد نظر قرار دهند .به عبارت دیگر این والدین هنوز بخشی از« توده خود» یا «نظام هیجانی» خانواده پدریشان هستند.درمان از نظر بوئن اساساً ترغیب خانواده خصوصاً والدین به كشف و انطباق روابطشان با والدین و همه افراد خانواده گسترده است. ازجمله مفاهیم كلیدی او مفاهیم تمایز بین خود مثلث بندی هستند . .)بارکر, 1375)

مفاهیم بنیادی: گلدنبرگ و گلدنبرگ به پنج تحول علمی و بالینی ظاهراً متصل اشاره می كند كه متفقاً  صحنه را برای ظهور خانواده درمانی مهیا ساختند . این پنج حوزه عبارتند از :

1.   گسترش درمان روانكاوی برای گسترة كامل مشكلات عاطفی كه سرانجام شامل كار با خانواده نیز شد .

2.   معرفی نظریه عمومی سیستمها با تأكید ی كه بر شناخت روابط میان اجزای مولف یك كل همبسته داشت

3.   پژوهش راجع به نقش خانواده در پدیدایی  اسكیزوفرنی در یكی از اعضای خانواده .

4.   تحول و ظهور حوزه های راهنمایی كودك و مشاورة زناشویی .

5.   افزایش علاقه به فنون بالینی جدید نظیر گروه درمانی  .

منبع: مشاوره خانواده