خانواده درمان گران راهبردی ،مداخلات خود ر متناسب با مشكل موجود انجام می دهندو به منظور جلوگیری از رفتار مخرب استراتژی جدیدی را برای كمك به خانواده ابداع می كنند.درمانگر بدون تفسیر یا ایجاد بینش به خانواده كمك می كند كه بدون دانستن چرایی یا چگونگی مشكل به حل آن بپردازند  درمان گران استراتژیست فقط سعی می كنند آن جنبه از سیستم خانواده را تغییر دهند كه در حفظ رفتار مشكل دار یا علامت دار موثر بوده اند(موسوی1383) .تاكید درمان گران راهبردی بر ابداع یك روش واحد برای حل تمام موارد نیست، بلكه برای هر مورد با توجه به ماهیت مشكل، استراتژی مناسب تدوین می شود.در این روش درمان گر مسئولیت تغییر سازمان خانواده را بر عهده می گیرد درمانگران به طور مستقیم به اعضای خانواده دستور یا راهنمایی دقیقی ارائه می كنند و بر پیروی از آن اصرار دارند.

درمانگران استراتژیک به الگوهای ارتباط خانواده در موقعیت اینجاواکنون وهمین طور زنجیره های تعاملات دخیل در مشکل می پردازند.آنها به دنبال جایگزینی زنجیره های ناسازگار با زنجیره های مناسب تر و رضایت آمیزتی هستند که به حذف مشکل موجود بیانجامد .

اگر آسیب روانی عمدتا حاصل ارتباط  گنگ یا خصمانه ای است که به مقررات مبهم بر قراری ارتباط منجر می شود، پس اگر به افراد یک سیستم کمک کنیم تا مقررات روابط خود را واضح تر وسازنده تر انتقال دهند آسیب روانی به بهترین وجه بهبود می یابد.در این رویکرد درمانگرا برای این که بتوانند مقررات ریشه دارخانواده را تغییر دهند باید با فنون وراهبرد های مشخصی مداخله کنند که به اندازه کافی برای در هم شکستن مقاومت خانواده نیرومند باشد . .(پروچسكا .نوركراس 1385)

برخی از فنون و راهبردهای درمانی ر این سیستم عبارتند از :

هوشیاری افزایی:دراین فن  براهمیت آگاهی اعضای خانواده از ماهییت آشفته مقررات موجود برای بر قراری رابطه تاکید زیادی میشود جکسون که از بنیان گزاران این روش است اعتقاد دارد که اعضای خانواده باید نقش مقررات را درک کنند تا بعدا تغییر امکان پزیر باشد . درمانگر اعضای خانواده را به برقراری رابطه در اینجا واکنون تشویق می کند چون مقررات برقراری رابطه در زمان حال به اجرا در می آید اولین وظیفه درمانگر این است که دریابد چه کسی با چه کسی در باره چه چیزی وچگونه ارتباط برقرار می کند در مانگر در جلسات مقدماتی در مورد انتظارات اعضای خانواده از پدر ومادر ونقش هریک از فرزندان در سیستم خانواده ،پرس وجومی کند واز این راه می کوشد مقررات خانواده در مورد وظایف اعضا را روشن کند

 تعویض برچسب  فنی است که برای روشن کردن مقرراتی که خانواده طبق آن عمل میکند ترتیب یافته است به عنوان مثال شخصی که برچسب برخاشگر به او زده شده است درمانگر با تعویض این برچسب سعی می کند انگیزشمنفی عمل را از بین ببرد وبرچسب مثبت به اوبزند.اگردرمانگری ارتباط خاصی را به صورت مثبت توصیف کند خانواده می تواند خود را به شکل تازه ای در نظر بگیرد .

برهان خلف در این فن شکوه وشکایت در مانجو را به نهایت وچی می کشاند تا اودر یابد که برقرار کردن رابطه به این صورت چقدر ناخوشایند است مثلا اگر مادری از پرخاشگری دخترش شاکی باشد درمانکرمورد عمل تکانشی دختر با اوابراز همدردی می کند وبا تاکید بر عذابی که او مجبور به تحمل آن بوده است ، می گوید ، هرکس دیگری هم زیر چنین فشاری خرد خواهد شد، تا اینکه بالاخره مادربه مخالفت برخیزد وبگوید (من نگفتم که رفتار اوتا این اندازه ناگوار است ) به این طریق مادر وخانواده متوجه خواهند شد که او آنگونه که به نظر می آید نسبت به رفتار تکانشی دخترش آصیب پذیر نیست .(پروچسكا .نوركراس 1385)

درمان با استفاده ازبن بست مضاعف  دمانجویان نشانه های بیماری را به صورت چیزی که از کنترل شخصی آنها خارج است احساس می کنند وقتی که آنها باید تصمیم بگیرند که از شر نشانه های بیماری خلاص شوند یانه احساس در ماندگی میکنند به  خصوص چنین وضعیتی در خانواده هایی پدیدار می شوند که ویژگی آنها الگوی ارتباطی متعارض استتعارض باعث می شود که افراد احساس کنند قدرت انتخاب ندارند چه انتخاب بکنند یا نکنند در هر دوصورت محکومند درمانگران راهبردی با ایجاد فن تعارضهای درمانی توانسته اند درمانجویان را از موقعیتهای متعارض ونشانه های بیماری نجات دهند در این موقعیت در مانگر تعارضی را به وجود می آورد که به نجات دادن در مانجویان کمک کند بنا بر این بیماران در موقعیت غیر قابل دفاع  قرار می گیرند .تعارض درمانی دو حق انتخاب به درمانجویان می دهد که هر دو در مانجو را از رفتار بیمار گون یا درمانده می رهاند (همان منبع)

پالایش روانی این فن که بیشتر توسط ویرجینیا ستیر به کار برده شده تاکید دارد که خانواده های آشفته باید ارتباط روشنی بر قرار کنند  واحساسات خود را مستقیما منتقل کنند  واگر نتوانند احساسات خود را بیان کنند حتما مقررات گنگی برای بر قراری رابطه دارند  .ستیر روی این موضوع تاکید دارد که باید به خانواده ها کمک کرد تا عواطف خود را نشان دهند و مقرراتی را  که مانع برقراری رابطه در سطح عاطفی می شود تغییر دهند درمانگرطرفدار ستیردر مانجویان را ترقیب می کند تا احساسات خود را مستقیما ابراز کنند درمانگر ، درمانجویان را ترقیب می کند  که به جای اینکه احساس ثانویه ای مثل ،خشم یا حسد را انتقال دهند احساس اولیه ی رنجش را ابراز کنند احساسی مانند خشم برای خانواده ها مضر در حالی که احساس رنجش به خانواده کمک می کند تا مقررات حمایت کننده وهمدلانه ای برای  بر قرار کردن رابطه وضع کنند .(همان منبع)

شرطی سازی تقابلیدر استفاده از این فن جی هی لی شهرت دارد که بیان می کند در پس هر ارتباطی  عنصر دستور یا تلاش برای قدرت میان فردی نهفته است به نظر او کسی که قدرت کسب کرده است خود را به عنوان فردی که تعیین می کند چه اتفاقی روی خواهد داد تثبیت می نماید . راهبردهای قدرت شگرد هایی هستند که افراد از جمله در مانگران به کار می گیرند تا بتوانند بر دنیای اجتماعی کنترل ونفوذ داشته باشند ، به طوری که آنرا قابل پیش بینی سازند .(همان منبع)

منبع: مشاوره خانواده