این تکنیک که توسط مدانس به کار رفته است از مواجهه ی کمتر  ولی ماهییت تناقضی بیشتری بر خوردار است این تکنیک در اعضای خانواده حالت لجبازی  وسر کشی کمتری ایجاد می کرد وبیشتر در جهت کمک وغلبه بر مقاومت خانواده به کار می رود این تکنیک بر اساس شوخی ، بازی گوشی و تخیل قرار دارد .برای مثال در این تکنیک از یک کودک دارای رفتار مشکل دار خواسته می شود که در اتاق درمان وانمود کند که در آن لحظه مشکل دارد  واز والدین خواسته می شود وانمود کنند که می خواهند به او کمک کنند  در واقع به این شیوه درمانگر ساختار را تغییر می دهد وخیلی ظریف از مراجعه کننده می خواهد که به طور داوطلبانه رفتاری را که تصور می کند غیرارادی  است تحت کنترل خود در آورد  حال اگر خانواده بتواند وانمود کند ونقش را خوب بازی کند پس علامت مرضی نمی تواند یک علامت واقعی باشد و به تدریج کودک رفتار علامت دارخود را ترک می کند .

تمایز:تلاش در جهت كسب هویت فردی مجزا در عین وابستگی به خانواده. متمایز سازی به معنی خود خواهی نیست بلكه مراد از شخص تمایز یافته كسی است كه توانایی حفظ كنترل عاطفی خود در عین حال ماندن در جو عاطفی خانواده را داشته باشد. كسی كه خودش بتواند مسیر زندگی ا ش را خودش تعیین كند.(كوری.ترجمه شفیع آبادی،حسینی)

فنون درمانی دیگری وجود دارد كه جهت پرهیز از اطاله كلام فقط به ذكر آنها اكتفا  می نماییم فنونی از قبیل : چار چوب بندی مجدد،استعاره،تجویزعادات،استفاده از شوخ طبعی،مجسمه خانواده،مباحثه، تكالیف اضدادی،.

رابطه درمانی:  اگرچه خانم ستیر در رابطه با خاانواده ها فعال ورهنمودی بود ولی بر اهمیت همدلی توجه مثبت وصداقت در سیستمهای خانواده تاکید داشت . درمانگر باید طوری رابطه بر قرار سازد که به ایجاد نوعی ارتباط مفید وکار آمد کمک کند . ارتباط مفید به جوی نیاز دارد که بتوان در باره هر چیزی بحث کرد ، هر چیزی را پرورش داد وهیچ چیزی در ان وجود نداشته باشد که فرد را عقب نگه دارد این موقعیت درمانی را  زمانی می توان در خانواده ها به وجود آ ورد که درمانگر بتواند با هر یک از اعضای خانواده همدلانه ، دلسوزانه و همنوا رابطه بر قرا رکنند درمانگر به جای اینکه بی رهنمود باشد باید فورا به اعضای خانواده رهنمود دهد وانها را به سمت احساساتی که در ارتباطهای نامناسبشان حذف شده اند هدایت کنند .هی لی بر جنبه دستوری یا قدرتی ارتباط تمرکز می کند در این حالت مساله این است که چه کسی بر رفتار دیگران حاکم است و تعیین می کند چه نوع رابطه ای باید داشته باشد . چون در هر رابطه ای این مسا له که چه کسی رابطه را اداره می کند ،بسیار مهم است برای رابطه درمانی هم مساله بسیار باهمییتی است دادن رهنمود ها وسیله ای است که درمانگران از طریق آنها می توانند مقررات رابطه را در خانواده ها تغییر دهند . رهنمودها وظیفه ی تعمیق رابطه بین درمانگر وخانواده را بر عهده دارد . درمانگر با گفتن این که افراد چه کاری باید انجام دهند در اعمال آنها در گیر شده وبرای آنها فرد با اهمیتی می شود .

منبع: مشاوره خانواده