ترکیبی از نظریه روان پویایی رابط موضوعی و درمان سیستم های خانواده است.همچنین تلاشی است که توسط روان تحلیلگران برای کاربرد نظریه ی روان تحلیلگری در خانواده به منظور کشف مجدد خود در سیستم انجام می گیرد با اعتقاد به اینکه کسب بینش برای تغییر ضروری است ،خانواده درمانگران با استفاده از رویکرد موضوعی ،به هر یک از اعضا خانواده کمک می کنند. تا نا آگاهی هی خانواده رادر سطح شخصی تجربه کنند .از جنبه نظری ، این تجربه به تفسیرهایی منجر می شود که احتمالا مؤثرتر عمل می کند زیرا اعضای خانواده ارتباط کامل تری با یکدیگر برقرار نموده واحساس درک شدن راتجربه می کنند .رویکردی که به نقش عوامل نا خودآگاه در بروز تعارضات زناشویی تأکید می کند .این رویکرد براساس نظریه های روان تحلیلی ،تفکر خطی فروید ،نگرش سیرنتیکی ونظریه سیستم ها به وجود آمد.این رویکرد اولین رویکردی است که عملکرد فرد،فرآیند های ناخودآگاه وتعاملات زناشویی رابا یکدیگر ترکیب کرده ست.دراین رویکرد به منابع بین نسلی ومرکزیت روابط تأکید می شود .اعتقاد بر آن است که روابط میان زوجین ،نه تنها از شخصیت منحصربه فرد آنها تأثیر می گیرد،بلکه در سیستمی بزرگتر از روابط خانوادگی قرار دارد که فرزندان ،والدین وگروههای اجتماعی را نیز دربرمی گیرد .


همچنین این رویکردبرروابط میان زوجین وتعاملات میان آنها با والدین خود ونقش هریک از زوجین رادر این روابط تأکید می کند فنون درمانی رویکرد زوج درمانی روابط موضوعی ،براساس ارتباطات موازی زوجین به صورت تعامل انتقال وانتقال متقابل انجام می گیرد .در این روش درمانگر بیشتر از ادراک شخصی خود استفاده کرده وبا تمرکز متفاوتی بر تاریخچه عینی زوجین ،بررسی مسائل جنس میان آنها ،استفاده از رویاها ،بررسی ارتباط میان مشکلات ووقایع (که زوجین قادر به ربط دادن آنها نیستند )به حل وفصل تعارضات زناشویی می پردازند .زوج درمانی روابط موضوعی به زوجین کمک می کند تا به سطح مناسبیاز عملکرد در مراحل خاص چرخه زندگی خود (مانند ازدواج ،والد شدن وبازنشستگی )دست یابند .

منبع: موفقیت