هر دو نظریه بر مدل های مفهومی استوارند. آنها فنونی را به کار می گیرند که ثمره تحقیقات و کار بالینی است (پایرو، 1990؛ تایتلمن). ویژگی مشترک دیگر: بر این باور تاکید می شود که گذشته در زمان حال فعال است (اسمیت، 1991). بر اهمیت اطلاعات اجتماعی و تاریخچه ای در زندگی خانواده تاکید می کنند. جنبه های بین شخصی و درون فردی چگونه بر یکدیگر تاثیر می گذارند، شیوه ای که افراد با خود خود رابطه برقرار می کنند، بر نحوه تعامل آنها با یکدیگر تاثیر می گذارد. نظریه پرداز های روان تحلیلی اصطلاحاتی چون شکاف زناشویی و تبانی زناشویی (ایدز، کورنیسون، فلک، وتری، 1975) و همچنین رابطه متقابل کاذب ( واین، راکلوف، دای، و هیرش، 1958) را برای روابط ناسازگار درون خانواده رواج دادند. طرفداران بوون نیز اصطلاحاتی مانند: متمایز سازی، همجوشی و بریدگی عاطفی را ابداع کرده اند (کر و بوون، 1988). از نظر هر دو نظریه تغییر معمولاً تدریجی است، مستلزم سختکوشی همراه با صرف وقت و سرمایه گذاری گزاف منابع است. تعداد جلسات بین 20 تا 40 جلسه درمانی است (بوون، 1975). اعضای درون خانواده، معمولاً رواب شان را با توجه به خود و دیگران قبل از اینکه خطر محک زدن الگوی جدید رفتاری را تقبل کنند، بررسی می کنند.  

نصرت نوجوان

منبع: کتاب خانواده درمانی: ساموئل گلادینگ