مطابق با اصل جبرگرایی روانی، همه عناصر تجربه و رفتار از علتی سرچشمه می گیرد. یک سری رفتارها عادی یا غیر طبیعی که در خدمت نیازهای فرد هستند، هدفمند است. گروه درمانگر بر این باور است که همه جنبه های رفتار اعضا در جلسات بهم پیوسته و معنی دار است و باید از طریق کاوش آشکار شود، جلسه بهم را شروع می کند.ناهشیار فعال وجود دارد و همواره تاثیر خود را بر رفتار و احساس فرد اعمال می کند. محتوای ناهشیار از قبیل افکار، احساسات و تکانه های توسط مکانیسم های دفاعی که در جهت حفظ بعضی از جنبه های بهزیستی فرد عمل می کند. هدف از درمان روانکاوی در گروه ها کسب بینش در مورد نیروهای هشیار به منظور دستیابی به راه حل های جدید و سازگارانه تر تعارض، توانمند شود.

تفکر به صورت فرایند اولیه و ثانویه است. فرایند ثانویه بر اساس شناخت منطقی است. فرایند اولیه بر پایه نماد و استعاره و روابط غیر منطقی قرار دارد. شخصیت از طریق فرایند رشد شکل می گیرد. حوادث یک مرحله بر کیفیفت رشد مراحل بعد تاثیر مهمی می گذارد. کمبودها در مرحل اولیه می توااند جبران شود.هر مرحله گروه ظهور مجموعه ای از موضوعات، دورن مایه ها و تعارضاتی را فرا می خواندکه ممکن است با مشکلات فعلی یک عضو مرتبط باشد. درمانگر از طریق اتخاذ مضع غیر مستقیم در گروه، فرایند بازگشت را تشویق می کند. اعضا به سمت آن شیوه اولیه رشدی که خود و دیگران را تجربه کرده اند. عناطر مربوط به مشکلات به سطح آورده می شوند که خود را در انتقال نشان می دهند. انتقال تجربه دوباره یک موقعیت اولیه با افراد امروزی است. همچنانکه انتقال ایجاد می شود، افراد اینجا و اکنون را تجربه می کند. درمانگر از تقویت کردن آشکار یا نامحسوس واکنش های خاص اعضا خودداری می کند و بی طرفی را حفظ می کند. درمانگر همچنین از افشا کردن اطلاعات در مورد خود که ممکن است، که تداعی ها را در مورد آنها را محدود کند، اجتناب می نماید.

درمانگر محیطی ایمن ایجاد می کند که در آن اعضا اطمینان دارند که همه واکنش های شان درک خواهند شد. از طریق تفسیر، اعضا از محتوا واپس رانده آگاهی یافته و ارتباط آنها را با تجارب را دریابند.

اعضا می توانند چهار نوع انتقال شکل دهند:

1-       انتقال عمودی معطوف به چهره قدرت در گروه، یعنی درمانگر

2-       انتقال افقی یا عضو به عضو

3-       انتقال به یک زیر گروه از اعضا که درمانگر را در بر می گیرد یا آن را نادیده می گیرد.

4-       انتقال به گروه به مثابه یک کل.

هر انتقال فرصتی برای اعضا فراهم می آورد تا یک تعارض اولیه را مورد تجدید نظر قرار دهند. درمانگر هم به روابط کلامی و هم غیر کلامی توجه دارد. درمانگر هم به ظاهر بلکه به معنای رفتار اعضا توجه می کند. ویلفرد بیون که درمانگر روابط موضوعی است، با استفاده از دیدگاه ملانی کلاین در مورد گروه، سازوکار همانند سازی را به عنوان روش کلیدی که به وسیله آن پویایی های گروه بر درمانگر تاثیر می گذارند، توصیف کرد.

همانند سازی فرافکن سه مرحله ای است:

1-       یک عضو تکانه های ناخواسته خود را به طور ناهشیار به دیگری فرافکنی می کند.

2-       رفتار کردن با فرد به شیوه ای که طبق آن عناصر رفتار کند، یعنی مجبور شود که مطابق فرد فرافکن عمل کند.

3-       فرافکنی به وسیله فرد فرافکن به شکلی که در فردی که هدفی فرافکن است، پس گرفته می شود.

اگرچه اعضای گروه با یکدیگر همانند سازی فرافکنی ایجاد می کنند، به دو دلیل اغلب درمانگر است که این نقش را ایفا می کند.

1-       در ابتدای زندگی گروهی، اعضا تا حد زیادی بر روابط والد- کودک متمرکز می شوند، که در آن درمانگر به عنوان چهره والدینی کنوننی عمل می کند.

2-       در سرتاسر بسیاری از مراحل رشدی، اعضا احتمالاً درمانگر را به عنوان فرد دارای قدرت تجربه می کنند که الهام بخش اطمینانی است که درمانگربه جای برون ریزی معنای فرافکنی شده که آن را در خود نگه می دارد. درمانگر واکنش های آشفته اعضا را تا زمانی که اعضا بتوانند دوباره را به دست آورند، تحمل می کند.

در گروه روان پویایی تفسیر می تواند در سطوح مختلفی ایجاد شود.

خلاصه فعالیت های درمانگر گروهی با گرایش روان پویایی

1-       حفظ یک محیط نگهدارنده

2-       بازداری واکنش های مخرب اعضا

3-       مدیریت مرزها

4-       همدلی کردن

5-       جمع آوری خطوط پایه براساس واکنش های اعضا، انتقال متقابل و سایر اطلاعات

6-       روشن کردن و توضیح دادن اعضا در سطوح مختلف فرایند گروه

 

نصرت نوجوان