بنیانگزار این رویکرد جرالد پترسون است. به اعضای خانواده آموخته می شود که بهترین شیوه تغییر یا اصلاح رفتار آنها به چه صورتی باید باشد که دیگر باعث حفظ و تداوم رفتار انحرافی درمانجو نشود. این اقدامات غالبا‍ً در خانه درمانجو انجام می شود و برای تغییر رفتار کودکی که چندین مشکل دارد و والدینی که او را تقویت می کنند، از اصول یادگیری حاصل از آزمایشگاه استفاده می شود. رفتارگرایان در سالهای اخیر به جایگاه شناختها در تعامل های رودررو پی برده اند. نظریه شناختی در حوزه زوج درمانی رشد شایانی داشته است.

بنیانگزار این رویکرد جرالد پترسون است. به اعضای خانواده آموخته می شود که بهترین شیوه تغییر یا اصلاح رفتار آنها به چه صورتی باید باشد که دیگر باعث حفظ و تداوم رفتار انحرافی درمانجو نشود. این اقدامات غالبا‍ً در خانه درمانجو انجام می شود و برای تغییر رفتار کودکی که چندین مشکل دارد و والدینی که او را تقویت می کنند، از اصول یادگیری حاصل از آزمایشگاه استفاده می شود. رفتارگرایان در سالهای اخیر به جایگاه شناختها در تعامل های رودررو پی برده اند. نظریه شناختی در حوزه زوج درمانی رشد شایانی داشته است.

اولین کسی که در زوج درمان از اصول یادگیری استفاده کرد، ریجارد استوارت و رابرت لیبرمن بودند، مبانی نظری آنها از کار بک و آلیس گرفته شده است. حوزه های درمانی آنها شامل:

1-      درمان زناشویی رفتاری شامل شناخت درمانی با زوجین، برای مداخله در روابط زناشویی مختل

2-      آموزش رفتاری والدین برای آموزی سهولت بیشتر در هدایت خانواده

3-      خانواده درمانی کارکردی که با هدف دستیابی به تغییرات شناختی و رفتاری در نظام خانوادگی است.

4-      درمان جمعی اختلالات جنسی برای رفع صورت های مختلف بدکاری جنسی در زوجین بکار می رود.

برای خانواده درمانگران رفتاری، نظریه مقدم بر روش های درمان است؛ یعنی، شیوه های مداخلاتی منطقاً حاصل نظریه رفتاری هستند؛ در بسیاری از دیگر نظریه های خانواده درمانی، ابتدا فنون موفق درمانی پرورش می یابند، و صرفاً بعد از ان است که برای تبیین این توفیق یک نظریه ساخته می شود. برخی درمانگران رفتاری مانند: آلکساندر و پاسونز، 1982) کوشش های صورت گرفته تا آمیزه ای از دیدگاههای سیستم ها/ رفتاری/ شناختی ساختته شود.

امروزه بسیاری از خاناوده درمانگران رفتاری باز هم تعمال خانوادگی را ناشی از رویدادهای محیطی قبلی و رفتاری بعدی اعضا می دانند. این رویدادها یا وابستگی ها، به همراه شناخت های میانجی، تعیین کننده شکل و فراوانی رفتار هر کدام از اعضا هستند (اپساین، شلزینگر، و درایدن، 1988)

 

کلید واژه ها : جرالد پترسون، نظریه شناختی / رفتاری، ریجارد استوارت و رابرت لیبرمن