این نوع خانواده درمانی به دو گروه تقسیم می شود( کوستا، 1991). برخی از درمانگران (ویرجینیاستیر، پگی پاپ، و بانی دال) از فعالیت های بسیار با ساختار، نظیر مسجمه سازی و صحنه آرایی. برخی دیگر (کارل ویتاکر) بیشتر بر شخصیت خاص خود، خودجوشی، و خلاقیت تاکید می کنند (کوستا، 1991). اکثر خانواده درمانگران حد واسط بین این دو موضع می گیرند. بیشتر آنها از فنونی استفاده می کنند که تا حدی شبیه شخصیت شان است، در چنین مواردی می توان گفت که خانواده درمانی تجربیاتی به تاریخچه شخصی درمانگر بستگی دارد (براون و کریستن سن، 1986؛ کمپلر، 1968).

ویتاکر 7 مداخله متفاوت را در فرایند درمان مهم تلقی می کند:

1-      باز تعریف نشان های مرضی به عنوان تلاش هایی برای رشد

2-      الگوسازی راه حل های خیالی برای استرس زندگی واقعی

3-      جدا سازی استرس بین اشخاص و استرس درون شاخص

4-      اضافه کردن بخش های عملی مداخله

5-      پر و بال دادن به ناامیدی اعضای خانواده

6-      مواجهه عاطفی

7-      رفتار با بچه ها مثل بچه ها نه مثل افراد همسن و سال

پرسیدن سوال، پاسخ های همدلانه، شوخی، بازی، تصریح، دستوالعمل ها و الگوسازی شیوه های ارتباط موثر از جمله گسترده ترین پاسخ های درمانی با ساختار هستند که مورد استفاده قرار می گیرند (ستیر، استاکوویاک، و تاشمن، 1975). از مجسمه سازی و ثبت وقایع تاریخچه ای خانوادگی نیز برای افزایش آگاهی اعضای خانواده و تغییر روابط خانوادگی مورد استفاد قرار می گیرد (دال، کانتور، 1973؛ جفرسون، 1978). علاوه بر آن فن نقاشی خانوادگی (بینگ، 1970) و مصاحبه با سوگلی خانواده (دال، کانتور، 1973) کمک گرفته می

نصرت نوجوان