درمانگر تازه کار چگونه با فقدان اعتماد به نفس، یا احساس درماندگی و اضطراب برخرد می کند؟ قبل از هر چیز درمانگر باید بداند که این احساسات کاملاً بهنجار هستند.هر چند شدت این احساسات و شیوه سازگاری با آنها از یک درمانگر به درماننگر دیگر متفاوت است، اما هر درمانگر تازه کاری تا حدودی با چنین احساساتی دست به گریبان است.درمانگرانی که این احساساتی را غیر معمول می دانند، اغلب گرفتار یک دور باطل می شوند. آنها احساسات درماندگی خود را به عنوان علامتی که احتمالاً نشان می دهد، برای این کار ساخته نشده اند، تنها حاصل این تفسیر نیز افزودن بر اضطراب آنهاست.

درمانگران تازه کار باید این تجارب را با سایر  درمانگران و ناظران در میان بگذارند. در میان گذاشتن احساس  اضطراب یا فقدان اعتماد به نفس می تواند در راستای به هنجار سازی این تجربه مفید است. متاسفانه ترس از نمایان شدن عدم کفایت درمانگران تازه کار، آنها را از در میان گذاشتن مشکلات شان با دیگران باز می دارد. زمانی که درمانگران مشکلات خود را با همکاران خود در میان می گذارند، آنها نیز متقابلاً دست به چنین کاری می زنند. این نگرانی ها به لحاظ رشدی بهنجار هستند، نه اینکه نشانه ای از نداشتن استعداد برای چنین کاری باشد.

شناخت ها یا باورهای تحریف شده نیز ممکن است بر نگرانی های درمانگر در زمینه اعتماد به نفس بیافزاید. با استفاده از بازسازی شناختی می توان بر چنین وضعیتی غلبه کرد:درمانگر دست به شناسایی توانایی خود در امر درمان بپردازد. با جایگزین کردن شناخت های سازگار با شناخت های تحریف شده، می توان اضطراب ناشی از جلسات درمان را برطرف کرد.

رابطه درمانگر ومراجع، صرفاً یک رابطه درمانی است، درمانگر ملزم به ایجاد احساس مثبت در مراجع نیست. تجارب اولیه درمانگر، مانند یادگیری هر کار جدید، در ابتدا با مشکلات عدیده ای روبرو است، به مرور تجربه کاری باعث شکل گیری اعتماد کاری در درمانگر می شود، پس احساسات اضطراب و درمانگی در درمانگران تازه کاری عادی است.   

گردآورنده: نصرت نوجوان 

منبع: مبانی خانواده درمانی، جو آلن پاترسون، علی نیلوفری